فهرست

ترجمه شنیداری جزء سوم

  • 1 قطعه
  • 71':52" مدت زمان
  • 514 دریافت شده
جزء سوم شامل آیات بقره 253 تا آخر و آل عمران 1 تا 92 می باشد . علت نامگذاری سوره آل عمران : عمران پیامبر الهی و پدر حضرت مریم «س» می باشد ...

جزء سوم
از آن پیامبران بعضی را بر بعضی برتری بخشیدیم، از آنان کسی است که خدا [بی واسطه] با او سخن گفت، و بعضی از آنان را به مقام و درجاتی بالا برد، و عیسی بن مریم را معجزات روشن دادیم، و او را به وسیلۀ «روحُ القُدُس» توانایی بخشیدیم، و اگر خدا می خواست ملت هایی که بعد از آنان [در طول قرون و اعصار] وجود داشتند پس از آن که معجزات و دلایل روشن برایشان آمد با هم نمی جنگیدند، ولی [دربارۀ ایمان و کفر] با هم اختلاف کردند، پس برخی از آنان [با تکیه بر آن دلایلِ روشن] مؤمن شدند و برخی به راه کفر رفتند، [و این اختلاف سبب جنگ شد،] مسلّماً اگر خدا می خواست نمی جنگیدند، [ولی خدا بر آن نیست که انجام دادن یا ترک کردنِ کاری را به اجبار بر بندگانش تحمیل کند؛] امّا آنچه را می خواهد [با حفظ آزادی انسان، از روی حکمت و مصلحت] انجام می دهد «253»
ای مؤمنان! از آنچه به شما روزی داده ایم انفاق کنید، پیش از آن که روزی بیاید که در آن نه دادوستدی است، و نه دوستی و نه شفاعتی، و تنها کافران به نعمت های خداوند ستمکارند «254»
خداوندِ یکتا که جز او هیچ معبودی نیست، زندۀ جاوید و قائم به ذات است، هیچ گاه خوابِ سبُک و سنگین او را فرانمی گیرد، آنچه در آسمان ها و زمین است در سیطرۀ مالکیت و فرمانروایی اوست، چه کسی است که جز به اجازه او در پیشگاهش شفاعت کند؟ خداوند آنچه پیش روی مردم می باشد [که مجموع حوادث و جریانات آینده است،] و آنچه پشت سر آنان است [که مجموع اتفاقات گذشته است] می داند، و آنان به چیزی از علم او جز آنچه دانستنش را [برای آنان] بخواهد احاطه پیدا نمی کنند، کرسی [علم و حکومت و قدرت] او آسمان ها و زمین را فراگرفته، و نگهداری آن ها بر او دشوار و خستگی آور نیست؛ او بلند مرتبه و بزرگ است «255»
در دین هیچ اجباری نیست، [بنابراین هرکسی باید با آزادی و اختیار و با به کارگیری عقل، دین را انتخاب کند؛ زیرا] راه هدایت از ضلالت [به وسیلۀ وحی و پیامبر و امامِ معصوم] روشن و مشخص شده است، پس هرکه به طاغوت [و فرهنگش] کفر بورزد، و به خدا مؤمن گردد، مسلّماً به محکم ترین دستگیره، که گسستنی برای آن نیست چنگ زده و خداوند شنوا و داناست «256»
خداوند سرپرست و یار مؤمنان است، آنان را از تاریکی ها [ی جهل و شرک و فرهنگ های ضد اسلام] به سوی نور [که ایمان، عمل صالح، اخلاق حسنه و خیر دنیا و آخرت است] روانه می کند، و طاغیان [یعنی سران شرک و کفر و مکتب سازانِ ضد حق ] سرپرستانِ کافرانند که آنان را از نور به سوی تاریکی ها حرکت می دهند، آنان اهل آتشند و یقیناً در آن جاودانه اند«257»
آیا [داستان] آن شخص را ندانستی که چون خداوند او را پادشاهی داد [از روی کبر و غرور] با ابراهیم دربارۀ پروردگارش به گفت وگوی نادرست و بی دلیل پرداخت؟ [آن گفت وگو] هنگامی [بود] که ابراهیم گفت: پروردگارِ من کسی است که حیات می دهد و می میرانَد. او گفت: من هم حیات می دهم و می میرانم [و برای مشتبه کردنِ مسئله بر مردم، فردی زندانی را آزاد کرد و محکومی را کشت]. ابراهیم [برای بستن راه مغالطه و تزویر بر دشمن، و این که کسی فریب آن متکبّر را نخورَد] گفت: بی تردید خدا خورشید را از مشرق بر می آورَد، تو آن را از مغرب برآور! در نتیجه آن کافر، مبهوت و سردرگم شد، و خدا گروه ستمگر را [به کیفر کبر و لجاجتشان] هدایت نمی کند «258»
یا [داستان] آن شخص [را ندانستی] که بر قریه ای عبور کرد درحالی که [دیوارهای آن] بر روی سقف هایش فرو ریخته بود، [و اجساد ساکنانش پوسیده و متلاشی به نظر می آمد،] گفت: خداوند چگونه اینان را پس از مرگشان زنده می کند؟ خداوند او را به مدت صد سال میراند، آن گاه او را برانگیخت و مورد خطابش قرار داد که: چه اندازه در این حال درنگ کرده ای؟ گفت: یک روز یا بخشی از یک روز درنگ داشتم، فرمود: بلکه صد سال در این حال بوده ای! به خوراکی و نوشیدنی خود بنگر [که پس از گذشت صد سال و رفت و آمدِ فصولِ چهارگانه] تغییری نکرده، و به اُلاغ خود نگاه کن [که جسمش به کلی متلاشی شده است، ما تو را میراندیم و زنده کردیم تا به پاسخ پرسشت برسی، و] برای این که تو را دلیلی [از قدرت خود در مورد زنده کردنِ مردگان] برای مردم قرار دهیم، اکنون به استخوان ها[ی اُلاغ خود] بنگر که چگونه آن ها را برمی داریم و به هم پیوند می دهیم، سپس بر آن ها گوشت می پوشانیم. چون [کیفیت زنده شدنِ مردگان] بر او روشن شد گفت: اکنون یقین کردم که قطعاً خداوند بر هر کاری تواناست «259»
به [یاد آرید] هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمایان که مردگان را چگونه زنده می کنی؟ خداوند فرمود: آیا [به قدرتم در مورد زنده کردن مردگان] مؤمن نیستی؟ گفت: چرا، ولی می خواهم [با مشاهدۀ کیفیت زنده شدن مردگان] دلم آرامش یابد. خداوند خطاب کرد: چهار پرنده بگیر و [پس از ذبح کردن و پاره پاره نمودنِ آن ها] مخلوطشان کن، آن گاه بر هر کوهی بخشی از آن را قرار بده، سپس آن ها را فراخوان! [خواهی دید که] شتابان نزدت می آیند، و بدان که بی تردید خداوند توانای شکست ناپذیر و حکیم است «260»
مَثَلِ آنان که اموالشان را در راه خدا انفاق می کنند مانند دانه ای است که هفت خوشه برویاند، در هر خوشه صد دانه باشد، خداوند برای هرکه بخواهد چند برابر می کند، و خدا بسیار عطاکننده و داناست «261»
آنان که اموالشان را در راه خدا انفاق می کنند آن گاه به دنبال انفاقشان نه منّتی [بر نیازمند] می گذارند، و نه کاری که سبب آزار و رنج اوست انجام می دهند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته است، نه بیمی بر آنان است، و نه اندوهگین می شوند «262»
گفتاری پسندیده [در برابر نیازمندان،] و گذشتی کریمانه [نسبت به بد زبانی و خشم آنان] بهتر از بخششی است که به دنبالش آزار باشد، و خداوند بی نیاز و بردبار است «263»
ای مؤمنان! صدقات خود را با منّت نهادن [بر نیازمند] و آزار رساندن [به او] باطل نکنید، [که این کار] مانند [کار] کسی [است] که مالش را برای نمایاندن به مردم [و جلب ثناگویی آنان] انفاق می کند و به خدا و روز قیامت مؤمن نیست، مَثَلِ او مانند سنگ صیقلی صافی است که بر آن [پوشش بسیار نازکی از] خاک قرار دارد [و در آن بذری برای برداشت افشانده باشند]، که رگباری درشت و تند به آن برسد و آن را صاف [و بدون خاک و بذر] واگذارد، [اینان] به هیچ پاداشی [در برابر انفاقی که ریاکارانه داشته اند] دست نمی یابند؛ خداوند کافران را [به کیفرِ کفر و ریاکاری شان] هدایت نمی کند «264»
و مَثَل کسانی که اموالشان را برای طلب خشنودی خداوند، و استواری نفوسشان [بر انفاق و اخلاص و خشنودی حق] انفاق می کنند، مانند بوستانی است در جایی بلند که بارانی درشت قطره به آن برسد و دوچندان محصول دهد، و اگر بارانِ درشت قطره ای به آن نرسد، باران ریز قطره می رسد [که برای شادابی بوستان و محصول دادنش کافی است]، خداوند به آنچه انجام می دهید بیناست «265»
آیا یکی از شما دوست دارد که برایش بوستانی از درختان خرما و انگور باشد درحالی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، و در آن بوستان برای او از همه گونه میوه و محصولی باشد درحالی که پیری اش فرارسیده و دارای فرزندانی ناتوان است، پس گرد بادی که در آن آتشِ سوزانی است به بوستانش برسد و [یکپارچه] بسوزد؟! [منّت و آزارِ روحی دادن به نیازمند، و ریا چون گرد بادِ آتش زایی است که انفاق را نابود می کند،] این گونه، خداوند حقایق را برای شما توضیح می دهد تا بیندیشید «266»
ای مؤمنان! از اموال خوب و پسندیده که [از راه دادوستدِ مشروع] به دست آورده اید، و آنچه [از گیاهان و معادن] برای شما از زمین بیرون می آوریم انفاق کنید، و به این قصد نباشید که از اموالِ عیب د ار و بی ارزش [به تهیدستان] بدهید، درحالی که [اگر] آن را [به عنوان حق شما به خود شما می دادند] جز با چشم پوشی و بی میلی نمی گرفتید، و بدانید که خداوند بی نیاز و ستوده است «267»
شیطان شما را [به هنگام انفاق] به تهیدستی تهدید می کند [و از نداری می ترساند]، و شما را به کار بسیار زشت [چون بخل ورزی هنگامِ انفاق و صدقه و کمک به نیازمندان] فرمان می دهد، و خداوند شما را از سوی خود وعدۀ آمرزش و فزونی مال می دهد؛ خداوند بسیار عطاکننده و داناست «268»
حکمت را [که دانش و بینش به حقایق، و دارای آثار عملی و فواید دنیایی و آخرتی است] به هر کس بخواهد عطا می کند، و آن را که حکمت دهند یقیناً به او خیر فراوانی داده اند، و جز خردمندان [به این حقایق که از عنایت های ویژۀ خداست] توجه نمی کنند «269»
هر مالی را که انفاق کردید و هر نذری را که بر خود واجب ساختید مسلّماً خدا آن را می داند [؛ در نتیجه خدا نیکوکار را پاداش می دهد و متجاوز را عذاب می کند] و برای ستمکاران در قیامت هیچ یاوری نیست «270»
اگر صدقات را آشکارا پرداخت کنید کاری نیکوست، و اگر آن ها را [از نگاه دیگران] پنهان داشته و به نیازمندان بدهید برای شما بهتر است [چون کاملاً از شائبۀ ریا پاک می ماند،] خدا [به سبب انفاقِ پنهانی] بخشی از گناهانتان را محو می کند، خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است «271»
[ای پیامبر!] هدایتِ آنان [به خلوص ورزی در انفاق و ترک منّت و آزار، پس از توضیح حقایق] بر عهدۀ تو نیست، بلکه خداست که هرکس را بخواهد [چنانچه شایستگی نشان دهد] هدایت می کند. [ای مؤمنان!] هر مال با ارزشی را انفاق کنید به سود شماست، و [این در صورتی است که] جز برای طلب خشنودی خدا انفاق نکنید، و آنچه از مالِ با ارزش انفاق کنید [پاداشش] به طورکامل به شما داده می شود، و [در این زمینه] مورد ستم قرار نخواهید گرفت «272»
[صدقات،] حقِ نیازمندانی است که در راه خدا [به عللی] در سختی و تنگنا افتاده اند و [برای کسب معیشت] قدرت سفرکردن ندارند، شخصِ بی خبر[ از حالِ آن ها]، آنان را از شدت پاکدامنی و پارسایی [که مانع از اظهار حاجت نزد این و آن است] توانگر و بی نیاز می پندارد، [تو ای پیامبر! با ذکاوت و تیزبینی ویژه ای که داری] آنان را از نشانه ها و علائمی که دارند می شناسی، از مردم چیزی را به اصرار درخواست نمی کنند. شما ای مؤمنان! آنچه از مال با ارزش انفاق کنید مسلّماً خداوند به آن داناست «273»
آنان که [چون علی بن ابی طالب علیه السلام] اموالشان را همواره در شب و روز و پنهان و آشکار انفاق می کنند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته است، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند «274»
آنان که رِبا می خورند [برای معیشت و امور خود] برنمی خیزند مگر مانند برخاستنِ کسی که شیطان او را با تماس [خود] آشفته حال کرده، [و تعادل روانی و فکری اش را مختل ساخته است،] این [شیطان زدگی] به سبب این است که آنان قائل به این [پندار باطل] شدند که دادوستد نیز مانند رِباست، درحالی که خداوند خرید و فروش را حلال، و رِبا را [به شدت] حرام کرده است، پس هرکه از سوی پروردگارش اندرزی [که مایۀ خیر دنیا و آخرتِ اوست] به او رسد، و [از رِبا خواری پس از آگاهی از حُرمت آن] باز ایستد، [سودهای] گذشته از اوست و کارش با خداست، و آنان که [پس از آگاهی از حُرمت رِبا، به آن کار زشت] بازگردند اهل آتشند و در آن جاودانه اند «275»
خداوند [ثروت حاصل از] ربا را [بی خیر و برکت می کند و نهایتاً] نابودش می سازد، و صدقات را فزونی می دهد؛ خداوند هیچ ناسپاسِ گناه کاری را دوست ندارد «276»
قطعاً کسانی که مؤمن شدند و کارهای شایسته انجام دادند، و نماز را [با شرایط ویژه اش] خواندند و زکات پرداختند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته است، نه بیمی بر آنان است، و نه اندوهگین می شوند «277»
ای مؤمنان! خدا را [اطاعت کرده، از محرّماتش] بپرهیزید! و اگر واقعاً مؤمن هستید آنچه را از [سودِ] رِبا [نزد مردم] باقی مانده رها کنید !«278»
اگر [رها] نکنید [و از مردم رِبا خواستید] به جنگی [بزرگ] از سوی خدا و پیامبرش بر ضد خود یقین کنید، و اگر توبه کردید اصل سرمایۀ [بدون سود] شما برای شماست، [و سودهای گرفته شده را به مردم برگردانید! دراین صورت] نه ستم می کنید و نه مورد ستم قرار می گیرید «279»
اگر [شخصِ بدهکار،] تنگدست بود پس [بر شما لازم است] او را تا هنگام قدرت [پرداخت بدهی] مهلت دهید، و بخشیدنِ [همۀ وام] اگر ثوابش را بدانید برای شما بهتر است «280»
و خود را از [عذابِ] روزی که شما را در آن به سوی خدا باز می گردانند [با آراسته شدن به طاعت و عبادت و ترک محرّمات] حفظ کنید! [در آن روز] به هرکس عین همان عملِ [صالح یا عملِ زشت] که انجام داده را به طورکامل [به صورت بهشت یا دوزخ] می دهند، و مورد ستم قرار نمی گیرند «281»
ای مؤمنان! چنانچه وامی تا سرآمد معینی به یکدیگر دادید لازم است آن را بنویسید! و باید نویسنده ای [سنَد وام را] در بین خودتان به عدالت بنویسد، و کسی که از قدرت نویسندگی برخوردار است همان گونه که خداوند [بر اساس رحمتش این هنر را] به او آموخته، نباید از نوشتنِ [سنَد میان دو مسلمان] دریغ کند، پس لازم است بنویسد، و آن که حقِ [پرداخت وام] بر عهدۀ اوست باید [اصل وام را جهت تنظیمِ سنَد برای نویسنده] تقریر کند، و از خداوندِ یکتا پروردگارش [که ناظر بر همه چیز است] بترسد تا از [حقِ] وام دهنده [هنگام تنظیمِ سنَد] چیزی نکاهد! اگر کسی که حق [پرداخت] به عهدۀ اوست دچار ابلهی یا ناتوانی است، یا به علتی نتواند تقریر کند، باید سرپرستش با رعایت عدالت تقریر کند، و دو نفر از مردانتان را [که در جلسه حضور دارند] بر این حق شاهد بگیرید، و اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن را از بین حاضرانی که مورد پسند شما هستند شاهد بگیرید، تا اگر یکی از آن دو زن حق را فراموش کرد، زن دیگر به او یادآوری کند. شاهدان، زمانی که [برای ادای شهادت] دعوت شوند [از قبولِ دعوت] سر نتابند. [شما ای مسلمانان!] از نوشتن سنَد تا زمان معینش چه این که [مقدار وام] اندک باشد چه زیاد دلگیر نشوید؛ زیرا تنظیم سنَد نزد خدا با عدالت هماهنگ تر، و بر اقامۀ شهادت [کمکی] مؤثرتر، و به شک نکردنتان [در مورد جنس و اندازه و زمان پرداخت] نزدیک تر است، مگر آن که دادوستد نقدی باشد به گونه ای که آن را بین خود دست به دست کنید، دراین صورت بر شما باکی نیست که آن را ننویسید، و هر گاه دادوستد کردید [چه نقدی چه نسیه] شاهد بگیرید، نباید به نویسندۀ سنَد و شاهد زیان برسد، اگر زیان برسانید خروج از اطاعت خداست است که ضررش دامنگیر خود شماست، از خدا [اطاعت کنید و از محرّماتش] بپرهیزید! خداوند [احکامش را] به شما آموزش می دهد، و خدا به همه چیز داناست«282»
اگر در سفر بودید و نویسنده ای نیافتید وثیقه ای که [از بدهکار به جای سنَد و شاهد] دریافت می شود [کافی است]، و اگر یکدیگر را امین دانستید [وثیقه لازم نیست، ولی] واجب است کسی که [به او به عنوان] امین اطمینان شده امانت [و بدهی] خود را [به طرف مقابلش] بپردازد، و [بدهکار] باید از خداوند یکتا، پروردگارش [که ناظر بر همه چیز است]، پروا کند. و [شما ای شاهدان! در هیچ موقعیتی] شهادت را پنهان نکنید که هرکس آن را پنهان کند بدون شک دلش گنهکار است؛ خداوند به آنچه انجام می دهید داناست «283»
آنچه در آسمان ها و در زمین است فقط در سیطرۀ مالکیت و فرمانروایی خداست، و اگر آنچه [از نیت های فاسد و حالات شیطانی] در دل دارید آشکار کنید یا پنهان سازید، خداوند شما را به آن محاسبه خواهد کرد، پس هرکه را بخواهد می آمرزد و هرکه را بخواهد عذاب می کند، و خداوند بر هر کاری تواناست «284»
پیامبر به آنچه از ناحیۀ پروردگارش بر او نازل شده ایمان آورده، و همۀ مؤمنان به خداوند و فرشتگان و کتاب های آسمانی و پیامبرانش ایمان آورده اند، [بر پایۀ ایمان استوارشان می گویند:] ما میان هیچ یک از پیامبران او [در این جهت که فرستادۀ خدایند] تفاوتی قائل نیستیم. و [به راستی و درستی] گفتند: ما [همۀ دستورها و فرمان های خدا را با گوشِ پذیرش] شنیدیم، و اطاعت کردیم، پروردگارا! آمرزشت را [به سبب کوتاهی در بندگی] خواهانیم، و بازگشت به سوی توست «285»
خداوند هیچ کس را جز به اندازۀ طاقتش تکلیف نمی کند، هرکه کاری [پسندیده] انجام داده به سود خود اوست، و هرکه کاری [زشت] مرتکب شده به زیان خود اوست، [مؤمنان می گویند:] پروردگارا! اگر [انجام دستوری را] فراموش کردیم، یا مرتکب اشتباه شدیم ما را مجازات مکن، پروردگارا! تکالیف سنگینی آن گونه که بر عهدۀ پیشینیان ما گذاردی بر عهده ما مگذار، پروردگارا! تکلیفی که طاقتش را نداریم برما واجب نکن! از ما بگذر، و ما را بیامرز، و به ما رحم کن! تو سرپرست مایی، پس ما را بر کافران پیروز کن! «286»
شماره سوره 3 نام سوره آل عمران تعداد آیات 200 مدنی
به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی
الف، لام، میم«1»
خداوندِ یکتا که جز او هیچ معبودی نیست زندۀ جاوید و قائم به ذات [مدبّر و نگهدارندۀ همۀ موجودات] است «2»
این کتاب را که گواهی دهنده [حقانیت] کتاب های پیش از خود است و درستی به تدریج بر تو نازل کرد، و نیز تورات و انجیل را«3»
پیش از این برای هدایت مردم فرستاد، و فرقان را [که معیار شناخت حق از باطل است از آسمانِ دانشِ بی نهایتش] فرود آورد، بی تردید برای منکران آیات خدا [به کیفر انکارشان] عذابی سخت است؛ خداوند توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام است «4»
مسلّماً چیزی در زمین و آسمان بر خداوند پنهان نیست «5»
اوست که شما را در رحِم های مادران آن گونه که می خواهد شکل می دهد، جز او هیچ معبودی نیست، توانای شکست ناپذیر و حکیم است «6»
او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، بخشی از آن آیاتی مُحکم اند [که دارای کلماتی صریح و مفاهیمی روشن هستند،] آن ها مایه و بنیاد این کتاب می باشند، و بخشی دیگر آیاتی مُتشابهند [که دارای کلماتی با معانی مختلف و مُبهمند و جز با کمک آیات مُحکم تفسیر نمی شوند.] اما آنان که دلی منحرف دارند [و دچار کج اندیشی اند] برای فتنه جویی و طلب تفسیر آن [به صورت نادرست برای به تردید انداختن مردم و گمراه کردن آنان،] از آیات متشابه پیروی می کنند، درحالی که تأویلِ [درستِ] آن ها را جز خدا و ثابت قدمانِ در دانش [که علمشان منطبق بر واقعیات هستی و غیر قابل تغییر است] نمی دانند، [راسخانِ در علم] می گویند: ما به قرآن ایمان آوردیم، همۀ آیاتش [چه مُحکم چه متشابه] از سوی پروردگار ماست. و [به این حقایقِ قرآنی] جز خردمندان [که همان راسخانِ علم اند] توجه عمیق نمی کنند«7»
[اینان می گویند:] پروردگارا! دل هایمان را پس از آن که هدایتمان کردی منحرف مکن! و از سوی خود رحمتی بر ما ببخش؛ زیرا تو بسیار بخشنده ای . «8»
پروردگارا! قطعاً تو جمع کننده مردم در روزی هستی که هیچ شکی در آن نیست. یقیناً خدا خُلف وعده نمی کند «9»
مسلّماً اموال و فرزندانِ کافران، هرگز چیزی از [عذاب] خدا را از آنان برطرف نمی کند، اینان هیزم دوزخند «10»
[عادتِ این کافران] مانند عادت فرعونیان و کسانی است که پیش از آنان بودند؛ آیات ما را انکار کردند، پس خداوند هم آنان را به سبب گناهانشان دچار کیفر کرد؛ و خداوند سخت کیفر است «11»
به کافران اِعلام کن: به زودی [در دنیا] شکست خواهید خورد، و [در آخرت] به سوی دوزخ گردآوری خواهید شد و دوزخ بد بستری است«12»
بی تردید برای شما در دو گروهی که [در عرصۀ نبرد] با هم روبه رو شدند نشانه ای [از قدرت خداوند و صِدق نبوت پیامبر] بود، گروهی در راه خدا می جنگیدند، و گروه دیگر کافر به حقایق بودند، اینان مؤمنان را به چشم خود دو برابر می دیدند [؛ به این سبب دچار ترس شده، شکست خوردند]، خداوند هرکه را بخواهد با یاری خود قدرت می دهد، بی تردید در این [حادثه]، پندی برای اهل بصیرت است «13»
محبت به امور خواستنی چون زنان، فرزندان، اموالِ فراوان از طلا و نقره، اسب های نشاندار، چهار پایان و زراعت، برای مردم زیبا جلوه داده شده، این ها کالای [از دست رفتنی] زندگی دنیاست، و خداست که سرانجامِ نیکو [که بهشت پُر نعمت است] نزد اوست «14»
بگو: آیا شما را به بهتر از این [کالاهای از دست رفتنی] آگاه کنم؟ برای آنان که [در همۀ شئون زندگی از خداوند اطاعت کرده، و از محرّماتش] پرهیز داشتند بهشت هایی نزد پروردگارشان است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آن جاودانه اند، برای آنان همسرانی [از هر جهت] پاکیزه، و رضایتی [کامل] از سوی خداست، و خداوند به بندگان بیناست «15»
همان کسانی که می گویند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم پس گناهانمان را بیامرز، و ما را از عذاب آتش حفظ کن !«16»
هم [آنان که] صبرکنندگان [در همۀ حوادث]، راستگویان [در همۀ امور]، فرمانبرداران [از دستورهای حق]، انفاق کنندگان، و اهل استغفار در سَحرهایند «17»
خداوند درحالی که [به کارگردانی در همۀ امورِ هستی] قائم به عدالت است، [با زبانِ وحی و نظام استوار آفرینش و وحدتِ حاکمیت در خلقت،] گواهی می دهد که هیچ معبودی جز او نیست، و فرشتگان و دانشمندان نیز [گواهی می دهند که] جز او معبودی وجود ندارد، [معبودی] که توانای شکست ناپذیر و حکیم است «18»
مسلّماً دین نزد خدا فقط اسلام است[؛ اسلامی که در قرآن تجلی دارد]، اهل کتاب [چه یهود چه نصاری، دربارۀ آن] به نزاع و کشمکش برنخاستند مگر پس از آن که [به وسیلۀ تورات و انجیل در بارۀ حق بودنش] به آگاهی و یقین رسیده بودند، سبب [این نزاع و کشمکش، که مانع پذیرفتن اسلام از جانب آنان شد] خوی تجاوزگری، حسد و فساد بین خودشان بود. آنان که منکر آیات حق شوند [محکوم به محاکمه در قیامتند؛] خداوند حسابرسی سریع است «19»
اگر با تو [در حقانیت اسلام] گفت وگوی نادرست و بی دلیل کردند [فقط در پاسخشان] بگو: من و پیروانم [همۀ] وجود خود را تسلیم خدا کرده ایم، و به اهل کتاب [یهود و نصاری که آگاه به حق هستند] و بی سوادانِ [مشرک که آیات خدا را شنیده اند] بگو: آیا شما هم تسلیم می شوید؟ اگر تسلیم شوند مسلّماً هدایت یافته اند، و اگر روی برتابند [بر تو گران نیاید؛ زیرا] تکلیفی که بر عهدۀ توست فقط ابلاغ [اسلام] است، خداوند به بندگان بیناست «20»
آنان که پیوسته منکر آیات خدا می شوند، و همواره پیامبران را ظالمانه می کشند، و مردمی را که امر به عدالت می کنند به قتل می رسانند به عذابی دردناک خبر ده !«21»
آنان کسانی هستند که همۀ اعمال خوبشان در دنیا و آخرت تباه گشته، و برای آنان هیچ یاور و حمایت کننده ای نخواهد بود «22»
آیا وضع کسانی که بهره ای از کتاب [تورات و انجیل] به آنان داده شده ندانسته ای؟ چون به سوی کتاب خدا دعوت می شوند تا کتاب خدا در بین آنان [در آنچه از احکام و حقایق دینشان یا حقانیت اسلام اختلاف دارند] داوری کند، گروهی از آنان به آن دعوت پشت می کنند، و [از داوری کتاب خدا] روی برمی تابند «23»
این [پشت کردن به دعوت، و روی برتافتن از داوری کتاب] به سبب آن است که [با تکیه بر اموری واهی] گفتند: آتش دوزخ جز چند روزی به ما نمی رسد، و مسائلی که همواره دروغ [به خداوند] می بستند آنان را در دینشان [که آمیخته با تحریف و بدعت بود] فریفت [و تصور بی پایۀ اندک ماندن در دوزخ را برای آنان رقم زد ]«24»
پس [وضع و حالشان] چگونه خواهد بود هنگامی که آنان را در روزی که هیچ شکی در آن نیست جمع کنیم، و به هرکس آنچه را که [از خوب و بد] انجام داده به طورکامل [به صورت بهشت اَبدی یا دوزخ همیشگی] خواهند داد، و [در پاداش و عقاب] مورد ستم قرار نمی گیرند «25»
[در مقام دعا] بگو: خدایا! ای مالک و فرمانروای همۀ موجودات! هرکه را بخواهی حکومت می بخشی، و از هرکه بخواهی حکومتِ [داده شده] را می ستانی،و هرکه را بخواهی عزت می دهی، و هرکه را بخواهی خوار و بی مقدار می کنی، هر خیری به دست توست، مسلّماً تو بر هر کاری توانایی «26»
شب را در روز، و روز را در شب فرومی بری، و زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می آوری، و هرکه را اراده کنی بی حساب روزی می دهی «27»
مؤمنان نباید کافران را به جای اهل ایمان سرپرست و دوست خود انتخاب نمایند، هرکس چنین کند از [احسان و الطاف] خداوند بی نصیب است، مگر آن که بخواهید [برای دفع خطر و مشکلی که متوجه شماست با تظاهر به دوستی آنان] از آنان تقیه کنید، خداوند شما را از [کیفر] خود [به سبب قبولِ سرپرستی و دوستی کافران] بر حذر می دارد، بازگشت، فقط به سوی خداست «28»
بگو: اگر آنچه [از نیت فاسد و افکار باطل دربارۀ قبول سرپرستی کافران] در سینه های شماست پنهان بدارید یا آشکار کنید خداوند به آن آگاه است، و نیز آنچه را در آسمان ها و زمین است می داند، خداوند بر هر کاری تواناست «29»
[به یاد آرید] روزی که هرکس آنچه از کار نیک انجام داده، حاضرشده خواهد یافت، و [هرکس] هر کار زشتی مرتکب شده آرزو می کند ای کاش میان او و کارهای زشتش فاصلۀ [زمانی] دوری بود، خداوند شما را از عصیان و نافرمانی اش بر حذر می دارد، خداوند به بندگان بسیار مهرورز است «30»
[ای پیامبر!] بگو: اگر خدا را دوست دارید پس [قاطعانه] از من پیروی کنید تا خدا هم [به پاداشِ پیروی از من] شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد؛ خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است «31»
بگو: از خدا و پیامبر اطاعت کنید، اگر روی برتابید بدانید که مسلّماً خدا کافران را دوست ندارد «32»
همانا خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عِمران را [به سبب شایستگی های ویژه ای که در آنان بود] بر جهانیان برگزید «33»
همه فرزندان یکدیگرند، [که از نظر ایمان، پاکی، شایستگی و تقوا شبیه به هم هستند،] خداوند شنوا [ی هر دعا و سخن] و دانا [ی به حالات و شایستگی های مردم] است «34»
[به یاد آرید] هنگامی که همسر عِمران گفت: پروردگارا! برای تو نذر کرده ام آنچه را در رحِم دارم [برای خدمت به خانۀ تو از سرپرستی من و هر کاری] آزاد باشد، [نذرم را] از من بپذیر که تو شنوا[ی دعا] و دانا[ی به نیت من] هستی!«35»
زمانی که فرزندش را به دنیا آورد گفت: پروردگارا! من دختر زاییده ام. خدا به آنچه او زایید داناتر بود، پسر [ی که زاییدنِ او را آرزو داشت در کرامت و ارزش] مانند [این] دختر نبود، و [همسر عِمران به وقت نام گذاری فرزندش گفت:] من نامش را مریم نهادم، او و فرزندانش را از [خطرات مُهلک و وسوسه های] شیطانِ رانده شده به پناه تو می آورم «36»
پس پروردگارش او را نیکو پذیرفت و به خوبی وی را رشد و پرورش داد و زکریا را سرپرست او قرار داد، هر زمان که زکریا در محراب عبادت بر او وارد می شد رزقی ویژه نزد او می یافت، [یک بار] گفت: ای مریم! این [رزق ویژه] از کجا برای تو رسیده؟ مریم پاسخ داد: این از سوی خداست، همانا خداوند هرکس را بخواهد رزق بی حساب می بخشد «37»
در آن جا بود که زکریا [با دیدن کرامت و شخصیت مریم] به پیشگاه پروردگارش دست به دعا برداشت و گفت: پروردگارا! مرا [هم] از سوی خود فرزندی پاک و دل پسند عطا کن! بی تردید تو شنوای دعایی «38»
فرشتگان [به دنبال دعای زکریا] درحالی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود او را ندا دادند: خداوند تو را به یحیی مژده می دهد که گواهی دهنده [حقانیت] کلمه ای از سوی خدا [چون مسیح] است، [فرزندت] سَرور و پیشوا، [و به سبب زهد و حیایش] حافظ خود [از خواسته های نفسانی،] و پیامبری از شایستگان است «39»
گفت: پروردگارا! چگونه برای من پسری خواهد بود درحالی که سالخورده شده ام و همسرم [از ابتدا] نازا [بوده] است؟ خداوند فرمود: چنین است [که می گویی؛ ولی کار] خداوند [محدود به علل و اسباب طبیعی نیست،] هرچه را بخواهد [با قدرت و مشیت مطلقه اش] انجام می دهد «40»
گفت: پروردگارا! برای من نشانه ای [بر زمانِ انجام این بشارت] قرار ده! خداوند فرمود: نشانۀ تو این است که سه روز با مردم جز با رمز و اشاره سخن نتوانی گفت، پروردگارت را بسیار یاد کن، و او را شامگاه و بامداد [از هر عیب و نقصی] پاک و منزّه بدار!«41»
[به یاد آرید] زمانی که فرشتگان گفتند: ای مریم! قطعاً خداوند تو را [به عنوان بنده ای ویژه] برگزیده و [از همۀ عیوب و آلودگی ها] پاک کرده و بر زنان جهانیانِ [روزگار خودت] برتری داده است «42»
ای مریم! فروتنانه در برابر پروردگارت مطیع باش، و سجده کن و با اهل نمازِ جماعت، نماز بخوان !«43»
این [حقایق] از خبرهای غیبی است که آن را به تو وحی می کنیم، و تو هنگامی که آنان قلم های خود را [برای قرعه] می انداختند که کدامیک سرپرستی مریم را عهده دار شوند، و نیز زمانی که برای کفالت او جدال و مشاجره داشتند نزد آنان نبودی «44»
[به یاد آرید] هنگامی که فرشتگان گفتند: ای مریم! همانا خداوند تو را به کلمه ای از سوی خود که نامش مسیح عیسی بن مریم است مژده می دهد، درحالی که در دنیا و آخرت آبرومند، و از مقرّبان است «45»
و با مردم در گهواره [به صورت معجزه آسا،] و در میان سالی [با زبان وحی] سخن می گوید، و از شایستگان است «46»
مریم گفت: پروردگارا! چگونه برای من فرزندی خواهد بود درحالی که هیچ بشری با من تماس نگرفته!؟ خداوند فرمود: چنین است [که می گویی؛ ولی کار خداوند محدود به علل و اسباب طبیعی نیست]، خداوند هرچه را بخواهد [با قدرت و مشیت مطلقۀ خود] می آفریند، زمانی که [به وجودآمدنِ] چیزی را اراده کند فقط به آن می گوید: باش! پس [بی درنگ] موجود می شود «47»
و به آن [آبرومندِ مقرّب]، کتاب و معارف استوار و سودمند و تورات و انجیل می آموزد «48»
و [وی را با شأن و منزلتِ] پیامبری به سوی بنی اسرائیل [می فرستد که به آنان می گوید:] من از سوی پروردگارتان برای شما نشانه ای[ بر صِدق رسالتم] آورده ام؛ از گِل برایتان چیزی به شکل پرنده می سازم و در آن می دمم که به خواست خداوند پرنده ای [زنده و قادر به پرواز] می شود، و کورِ مادرزاد و مبتلای به جُذام را به مشیت خداوند بهبود می بخشم، و مردگان را به دستور خدا زنده می کنم، و شما را از آنچه می خورید، و آنچه را در خانه هایتان ذخیره می کنید خبر می دهم، مسلّماً اگر مؤمن باشید این معجزات برای شما نشانه ای[بر صِدق رسالت من] است «49»
و [آمده ام تا اِعلام کنم] به حقانیت توراتی که پیش از من بوده گواهی می دهم، و [آمده ام] تا برخی از چیزهایی که در گذشته [به کیفر گناهانتان] بر شما حرام شده حلال کنم، و از سوی پروردگارتان برای شما دلایلی [بر صِدق ادعایم] آورده ام. پس [ای بنی اسرائیل!] از خدا [اطاعت کنید، و از محرّماتش] بپرهیزید، و از من فرمان ببرید «50»
همانا خداوندِ یکتا پروردگار من و پروردگار شماست، [پس اگر خواهان خیر دنیا و آخرت هستید] او را بپرستید، این است راه مستقیم «51»
چون عیسی از آنان انکار [رسالتش] را احساس کرد گفت: چه کسانی [برای اقامۀ دین و سلوک در مسیر حق] برای خدا یاران منند؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم، به خدا ایمان آوردیم، و گواه باش که ما [بی چون و چرا] تسلیمیم «52»
پروردگارا! به آنچه [از نزد خود برای هدایتِ ما] نازل کردی ایمان آوردیم، و از این پیامبر [یعنی عیسی مسیح] پیروی کردیم، پس ما را در زمرۀ گواهی دهندگان [به صِدق نبوت عیسی، و برحق بودنِ کتاب های آسمانی] بنویس! «53»
و [کافران از بنی اسرائیل به عیسی و آیین او] نیرنگ زدند، خدا هم [کیفر] نیرنگشان را داد؛ خداوند بهترین کیفردهندۀ نیرنگ زنندگان است «54»
[به یاد آرید] هنگامی که خداوند فرمود: ای عیسی! من تو را [از روی زمین و بین مردم] برمی گیرم و به سوی خود بالا می برم، و از بودن در کنار کافران و همنشینی با آنان نجات می دهم، و کسانی را که [به درستی و راستی] از تو پیروی کردند بر کسانی که کافر شدند تا روز قیامت برتری می بخشم. آن گاه بازگشت شما فقط به سوی من است، و در میان شما [مؤمنانِ به مسیح و منکرانِ کتاب و آیین او] در آنچه درباره اش اختلاف داشتید [به عدالت] داوری می کنم «55»
اما کسانی را که منکر [نبوتِ عیسی و کتابِ او] شدند، در دنیا و آخرت به عذابی سخت عقوبت می کنم، و برای آنان هیچ یاوری [که از عذاب نجاتشان دهد] نخواهد بود «56»
و اما آنان که مؤمن [به آن حضرت و کتابش] شدند و کارهای شایسته انجام دادند خداوند پاداششان را به طور کامل می دهد ؛ خداوند ستمکاران را [که منکر دین شدند] دوست ندارد «57»
این [سرگذشت هایی] که بر تو می خوانیم از نشانه ها[ی صدق نبوت تو] و [حقانیت] قرآن حکیم است «58»
مسلّماً داستان عیسی نزد خداوند [از نظر کیفیتِ آفرینش] مانند داستان آدم است که [پیکر] او را از خاک آفرید، بعد از آن به او خطاب شد: [موجودِ زنده] باش! پس بی درنگ [موجود زنده] شد «59»
[آنچه از آن سرگذشت ها برای تو گفتیم حق است؛] حقی از ناحیۀ پروردگارت، پس [با توجه به عِلمی که به حق بودنِ آن ها برایت حاصل شد] از تردیدکنندگان مباش! «60»
بنابراین هرکس دربارۀ عیسی بعد از آن که بر تو [به واسطۀ وحی درباره ولادت و زندگی اش] آگاهی کامل آمد گفت وگوی بی منطق کند، بگو: بیایید ما پسرانمان [حسن و حسین علیهما السلام] و شما پسرانتان را، و نیز ما زنانمان [فاطمه علیها السلام] و شما زنانتان را، و همچنین ما مردانمان [علی بن ابی طالب علیه السلام] و شما مردانتان را دعوت کنید، سپس یکدیگر را نفرین کنیم، آن گاه لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم «61»
بی تردید این [حقایقی که بیان شد] همان داستان های حق [و درستِ مسیح] است، [و الوهیت و معبود بودنش از دروغ های ساختگی نصاری است،] هیچ معبودی جز خدا نیست، همانا خداوند توانای شکست ناپذیر و حکیم است «62»
چنانچه [از دعوت به نفرین، و از حقایق مربوط به مسیح، و از پذیرفتن حق، و از انکار الوهیت عیسی] روی برتابند [یقین کن که خواهان حق نیستند و دچار فساد ند،] مسلّماً خدا به [وضع و حال] مفسدان آگاه است «63»
بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی کلمه ای که بین ما و شما یکسان است، [و یکسان بودنش در تمام ادیان آسمانی و کتاب های نازل شده برای شما روشن و ثابت است، بیایید بر آن توافق کنیم،] و آن [کلمه] این [است] که: جز خدای یکتا را نپرستیم، و چیزی را شریک او قرار ندهیم، و برخی از ما بعضی دیگر را به جای خدا مالک و همه کارۀ خود نگیرد، اگر [از پذیرش این حقایق هم] روی برتابند [تو و پیروانت] بگویید: شاهد باشید که ما [با همۀ وجود] تسلیم حق هستیم [و شما از قبول حق روی برتافتید، ]«64»
ای یهود و نصاری! چرا دربارۀ ابراهیم گفت وگوی نادرست و بی دلیل می کنید، [شما یهودی ها او را پیروِ آیین یهودیت، و شما نصرانی ها او را پیرو دین نصرانیت می دانید] درحالی که تورات و انجیل بعد از او نازل شده! آیا اندیشه نمی کنید [تا با تکیه بر اندیشه، سخن به راستی و درستی گویید؟]«65»
آگاه باشید! شما کسانی هستید که دربارۀ آنچه به آن آگاهی داشتید بحث و جدل کردید، [سخن شما یهودیان با نصاری این بود که عیسی فرزند خدا نیست، و سخن شما نصاری با یهود این بود که مسیح فرستادۀ خداست،] پس چرا دربارۀ آنچه به آن دانا نیستید، [و آن آیین ابراهیم است] گفت وگوی نادرست و بی دلیل می کنید؟! خداوند [به وضع و حال ابراهیم] داناست و شما [به او] آگاهی ندارید «66»
ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه یکتاپرست و [حق گرایی] مسلمان بود، و هرگز از مشرکان نبود «67»
یقیناً نزدیک ترین مردم به ابراهیم [از جهت پیوند معنوی] کسانی هستند که [به راستی و درستی] از او پیروی کردند، و این پیامبر [اسلام] و مؤمنانند [که از همه به او نزدیک ترند]، خداوند سرپرست و یار اهل ایمان است «68»
گروهی از اهل کتاب آرزو می کنند کاش شما را گمراه کنند درحالی که [با انکارِ بشارت های تورات و انجیل، و روی برتافتن از اسلام] جز خودشان را گمراه نمی کنند، و [این واقعیت را از شدت کوردلی] درک نمی کنند «69»
ای اهل کتاب! چرا آیات خدا را [که در تورات و انجیل دربارۀ اوصاف پیامبر اسلام است] انکار می کنید [و به قرآن کفر می ورزید]؟ درحالی که باور دارید [این آیات از سوی خداوند نازل شده است]!«70»
ای اهل کتاب! درحالی که دانای به حق هستید چرا حق را با باطل آمیخته می کنید [تا حق برای مردم مبهم و نامعلوم شود]، و حق را پنهان می دارید [تا پیروانتان در گمراهی بمانند؟! ]«71»
گروهی از اهل کتاب [به پیروان خود] گفتند: ابتدای روز به آنچه [از آیات قرآن] بر مؤمنان نازل شده [به ظاهر] ایمان آورید و در پایانِ روز، منکر [آیات] شوید، شاید مؤمنان [با این کارِتان، به آیات خدا دچار تردید و تزلزل در عقیده گشته، از دینشان] بازگردند «72»
[و نیز گفتند: در بیان مسائل و اَسرار، و آنچه درون گروهی است] جز به کسی که از دینتان [یهودیت] پیروی می کند اطمینان نکنید. بگو: مسلّماً هدایت فقط هدایت خداست . [سپس به قوم خود گفتند: باور نکنید] آنچه به شما [اهل کتاب از نبوت، معجزه، قبلۀ مستقل و کتاب آسمانی] داده شده به کسی [غیر از یهود] داده شود، یا [گمان نکنید مؤمنان می توانند در قیامت] نزد پروردگارتان با شما احتجاجِ منطقی [کرده، حقانیت خود را ثابت] کنند. [ای پیامبر! در پاسخ سخنان بیهودۀ آنان] بگو: فضل [و احسان که از جلوه هایش نبوت، کتاب، معجزه و حکمت است] فقط به دست خداست، به هرکس بخواهد می دهد، [چون امری انحصاری نیست،] و خداوند بسیار عطاکننده و داناست «73»
هرکه را بخواهد به رحمتش اختصاص می دهد، و خداوند دارای فزون بخشی و احسانِ بزرگ است «74»
از اهل کتاب کسی است که اگر او را بر مال فراوانی که نزد او می گذاری امین بشماری همۀ آن را به تو باز می گرداند، و از آنان کسی است که اگر او را به دیناری که به او سپرده ای امین بدانی آن را به تو برنمی گرداند، مگر آن که پیوسته در کنارش بایستی و [با قدرت از او بستانی]، این [بازنگرداندن] به علت این است که آنان بر این عقیده اند که رعایت کردنِ حقوق غیر اهل کتاب [بنا بر احکام دینمان] بر ما لازم نیست [و زیانی به ما نمی زند]، درحالی که [باطل بودن گفتار خود را] می دانند بر خدا دروغ می بندند«75»
آری! هرکس به پیمان خداوند [که وحی و نبوت و به عهده گرفتنِ اجرای احکام خداوند است] وفا کرد، و [در همۀ شئون زندگی از خداوند اطاعت داشت، و از محرّماتش] پرهیز کرد بداند که بی تردید خداوند مطیعانِ پرهیزگار را دوست دارد «76»
مسلّماً کسانی که پیمان خداوند و سوگندهایشان را [برای مقاصد مادّی] به بهایی اندک می فروشند، برای آنان در آخرت هیچ نصیبی نیست، و خداوند با آنان سخن نمی گوید، و در قیامت به سوی آنان نظر [لطف و رحمت] نمی اندازد، و [از گناه و آلودگی] پاکشان نمی سازد، و برای آنان عذاب دردناکی است «77»
از قوم یهود گروهی هستند که هنگام قرائت کردنِ دست نوشته ها[ی دروغ و آیات تحریف شده،] زبان خود را به صورتی پیچ و خم می دهند تا شما گمان کنید که [آنچه می خوانند] از کتاب [واقعی آسمانی] است، درحالی که از کتاب [نازل شدۀ خداوند] نیست، و [با بی شرمی] می گویند: این [آیاتی که می خوانیم] از سوی خداست، درحالی که از سوی خدا نیست. با آن که می دانند به خداوند دروغ می بندند «78»
برای هیچ انسانی شایسته نیست که خداوند به او کتاب و حکمت و نبوت دهد سپس به مردم بگوید: به جای این که بندۀ خدا باشید بندگان من باشید! بلکه [مسئولیتِ الهی و انسانی او اقتضا می کند که به مردم بگوید:] به دلیل این که کتاب [الهی] را از دیرباز فرا می گرفتید و آن را به دیگران تعلیم می دادید، الهی مسلک [و کاملاً در دین] باشید ،«79»
و [نیز بر او روا نیست که] به شما فرمان دهد فرشتگان و پیامبران را مالک و معبود خود انتخاب کنید، آیا [چنین انسانی که دارای کتاب و حکمت و نبوت است] شما را پس از آن که تسلیم [حق] هستید فرمان کفرورزیدن [به حق] می دهد؟!«80»
[به یاد آرید] هنگامی که خداوند از پیامبران پیمان مُحکم گرفت که: آنچه از کتاب و حکمت به شما عطا کردم، [آن را تبلیغ کنید آن گاه به امت های خود بگویید که] چون در آینده پیامبری برای شما آمد که حقانیت آنچه را [از کتاب های آسمانی] نزد شماست تصدیق کرد باید به او مؤمن شوید، و لزوماً او را یاری دهید، [آن گاه] خداوند فرمود: آیا اقرار کردید؟ و پیمانِ مُحکمِ مرا [به شرط وفای به آن] پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم. خداوند فرمود: پس بر این پیمان گواه باشید، و من هم با شما از گواهانم «81»
آن گروه [از اهل کتاب] که پس از این [پیمانِ محکمی که از پیامبران گرفته شد] از آن روی برتافته [در نتیجه از ایمان به پیامبر و قرآن امتناع کردند]، منحرف و نافرمانند«82» آیا [یهود ونصاری و مشرکان بعد از این همه دلایل روشن و نشانه های استوار بر حقانیت دین خدا،] غیر دین خدا را خواستارند؟ درحالی که هرکس در آسمان ها و زمین است خواه و ناخواه تسلیم خداوند است، و همه را به سوی او بازمی گردانند «83»
[ای پیامبر! از طرف خود و پیروانت به همه] بگو: ما به خدا و آنچه بر ما و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگانشان [که دارای مقام نبوتند] نازل گشته، و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان عطا شده ایمان آوردیم، و بین هیچ یک از آنان [در این که فرستادۀ خدایند] فرقی نمی گذاریم، و ما فقط در برابر خداوند تسلیم هستیم «84»
هرکه جز اسلام دینی انتخاب کند هرگز از او پذیرفته نیست، و او در آخرت از گروه تباه کنندگانِ [همۀ سرمایۀ وجودی خود] خواهد بود «85»
چگونه خداوند گروهی را هدایت کند که پس از آن که مؤمن شدند و به حقانیت پیامبر [اسلام] شهادت دادند، و دلایل روشن برای آنان آمد کافر شدند؟! خداوند گروه ستمکار را هدایت نمی کند «86»
اینان کیفرشان این است که لعنت خدا و فرشتگان و همۀ مردم بر آنان باد«87»
در آن [لعنت که در حقیقت مطرود بودنشان از رحمت الهی و عذاب خداست] جاودانه اند، نه عذاب از آنان سبُک می شود، و نه [در عذاب برای اندکی استراحت] مهلتشان دهند «88»
مگر کسانی که بعد از آن [آلودگی باطنی و اعمال زشتِ ظاهری] به خداوند بازگشته، و [همۀ گذشتۀ خود را] اصلاح کردند؛ همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است «89»
بی تردید کسانی که پس از ایمانشان کافر شدند، آن گاه بر کفرشان افزودند، هرگز توبۀ آنان [پس از هدررفتنِ همۀ فرصت ها] پذیرفته نخواهد شد؛ آنان گمراهان واقعی اند «90»
مسلّماً کسانی که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، گرچه به جای رهایی خود از عذاب به اندازۀ پُری زمین طلا بپردازند هرگز از ایشان پذیرفته نخواهد شد، برای آنان عذابی دردناک است، و هیچ یاوری [برای نجاتشان] نخواهند داشت«91»
هرگز به نیکی [واقعی] نمی رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید، و آنچه از هرچیزی انفاق کنید [خوب یا بد، کم یا زیاد، به اخلاص یا ریا] قطعاً خداوند به آن داناست «92»

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 71:52

مشخصات

سایر مشخصات

تصاویر

پایگاه قرآن