فهرست

سوره مبارکه صافات

  • ۱ قطعه
  • ۱۹':۳۴" مدت زمان
  • ۷۶۹ دریافت شده
ترجمه خواندنی قرآن با نگاه تفسیری و پیام رسان برای نوجوانان و جوانان به همراه شرح تکمیلی، اثر حجت الاسلام علی ملکی، با صدای علی همت مومیوند و فاطمه نیرومند
۳۷. صافّات

به نام خدای بزرگوار مهربان

قسم به صف‌کشیدگان برای وحی‌آوری، چه صفی! ۱

و به بازدارندگان شیطان‌ها از وحی‌دزدی، چه بازداشتنی! ۲

و به تلاوت‌کنند‌گان وحى بر نبی ۳

که به‌یقین معبودتان هست یکی؛ ۴ همان صاحب آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن‌هاست و صاحب مشرق‌ها....  {خورشید هر روز از نقطه‌اى غیر از نقطۀ روزِ قبل طلوع و غروب مى‌کند یا اینکه چون زمین کروى است، هر نقطه‌اى از آن، مشرق و مغرب مخصوص به خود را دارد.} ۵

ما آسمانِ دنیا را به‌زیور ستاره‌ها، چشم‌نواز ساخته‌ایم ۶

و از دسترس هر شیطان سرکشی حفظش کرده‌ایم؛ ۷

طوری‌که از رفتن به عالمِ بالا منع می‌شوند و از هر سو هدف قرار می‌گیرند ۸

تا دور شوند؛ مگر کسی که دزدکی گوش دهد که آن‌وقت شهابی شکافنده تعقیبش می‌کند. عذابی همیشگی هم منتظرشان است!{این‌طور آیه‌های قرآن که کم هم نیستند، مثال‌هایی است برای به‌تصویرکشیدنِ حقایقِ خارج از حس، تا نامحسوس‌ها محسوس شود. دراینجا، منظور این است که هر بار شیطان‌ها وجنّی‌ها بخواهند به عالم فرشتگان نزدیک شوند و ازاسرار آفرینش وحوادث آینده سر دربیاورند،فرشتگان بانورى ملکوتی که شیطان‌ها و جنّی‌ها تاب تحملش راندارند، دورشان مى‌کنند.} ۹و۱۰

از منکران معاد بپرس: «آفرینش دوبارۀ آن‌ها سخت‌تر است یا آفریده‌های دیگر ما؟!» ما آن‌ها را اول‌بار از گِلی چسبناک آفریدیم. ۱۱

درحالی‌که حرف‌هایت را به‌مسخره گرفته‌اند، تو از انکارشان در تعجبی! ۱۲

وقتی به آن‌ها تلنگر بزنند، به‌خود نمی‌آیند. ۱۳

وقتی‌هم معجزه‌ای ببینند، حسابی مسخره می‌کنند ۱۴

و می‌گویند: «این علناً جادوجنبل است و بس. ۱۵

بعد از اینکه مردیم و به مشتی خاک و استخوان تبدیل شدیم، یعنی باز واقعاً زنده می‌شویم؟! ۱۶

آن‌وقت نیاکانمان چطور؟!» ۱۷

بگو: «بله زنده می‌شوید، آن‌هم با خواری‌وخفت!» ۱۸

این زنده‌شدن فقط به یک‌فریاد است و یک‌دفعه، مات‌ومبهوت منظرۀ قیامت را نگاه می‌کنند! ۱۹

می‌گویند: «ای وایِ ما، این است روز جزا!» ۲۰

این همان روز داوری است که همیشه دروغش می‌دانستید. ۲۱

این بت‌پرست‌های بدکار را با هم‌قطارها و بت‌هایشان که به‌جای خدا می‌پرستیدند، جمع کنید و به‌طرف جهنم ببرید! ۲۲و۲۳

البته کمی نگهشان دارید تا از آن‌ها پرسیده شود. ۲۴

«چه‌تان شده که کمکی به هم نمی‌کنید؟!» ۲۵

امروز دیگر در برابر حق تسلیم‌اند. ۲۶

رو به همدیگر می‌کنند و به سرزنشِ هم مى‌پردازند,۲۷

پیروان می‌گویند: «شما بودید که با ترفندِ خیرخواهی سراغ ما می‌آمدید!» ۲۸

پیشوایان می‌گویند: «به ما چه مربوط! شما خودتان ایمان نداشتید. ۲۹

از طرف ما که هیچ زوری بالای سرتان نبود! تازه، خودتان جماعتی سرکش بودید. ۳۰

به‌هرحال، وعدۀ عذاب الهی بر همۀ ما حتمی شده و به‌ناچار آن را می‌چشیم. ۳۱

بله، از روی اختیارِ خودتان گمراهتان کردیم. آخر، خودمان هم گمراه بودیم.» ۳۲

آن روز همگی‌شان در عذاب مشترک‌اند. ۳۳

ما با گناهکارها این‌طور برخورد می‌کنیم؛ ۳۴

چون‌که وقتی به آن‌ها می‌گفتند: «معبودی جز خدا نیست»، تکبر می‌کردند ۳۵

و می‌گفتند: «به‌خاطر خیال‌بافی دیوانه، دست از معبودهایمان برداریم؟!» ۳۶

درحالی‌که او حقیقت را آورده بود و پیامبران گذشته را تأیید می‌کرد. ۳۷

البته شما عذاب دردناک جهنم را می‌چشید ۳۸

و فقط با همان کارهایی مجازات می‌شوید که دائم مشغولش بودید. ۳۹

ازآن‌طرف، بندگان نابِ خدا ۴۰

رزق‌وروزی مخصوصی دارند:{مخلَصین خودشان را براى خدا خالص می‌کنند و خدا هم آنان را براى خودش خالص می‌سازد؛ یعنى دیگر در دل‌هایشان جایى برای غیر خدا باقى نمی‌ماند وجز خدا به چیز دیگرى مشغول نیستند. وسوسه‌های شیاطین جنّی وانسی هم نه‌تنها دردلشان اثر نمی‌گذارد، بلکه آنان رابیشتر به‌یاد خدا می‌اندازد.} ۴۱

با احترام ویژه‌ای، از انواع میوه‌ها برخوردارند. ۴۲

در باغ‌هایی پُرنازونعمت، ۴۳

روبه‌روی هم روی تخت‌ها لَم داده‌اند. ۴۴

با پیاله‌هایی از شراب بهشتی، دورشان می‌گردند: ۴۵

صاف و زلال است و لذت‌بخش برای نوشندگان! ۴۶

نه ضرری دارد و نه از نوشیدنش دچار بدمستی می‌شوند. ۴۷

در کنارشان دلبرانی‌اند پُرناز و غمزه و درشت‌چشم. ۴۸

انگار گوهری در صدف‌اند. ۴۹

آن بندگان ناب، رو به همدیگر می‌کنند و از گذشتۀ هم می‌پرسند. ۵۰

یکی از آن میان می‌گوید: «راستی، من همنشینی در دنیا داشتم که مُدام می‌گفت:’تو باور می‌کنی که قیامتی در کار باشد؟! ۵۱و۵۲

یعنی بعد از اینکه مردیم و مشتی خاک و استخوان شدیم، جزا داده می‌شویم ؟!‘» ۵۳

ادامه می‌دهد: «شما خبری از او دارید؟» ۵۴

خودش از بالا نگاهی می‌اندازد و او را وسط جهنم می‌بیند. ۵۵

به او می‌گوید: «واقعاً که نزدیک بود مرا هم به درۀ هلاکت بیندازی! ۵۶

اگر لطف خدا نبود، حضورم در جهنم حتمی بود.» ۵۷

بعد، به بهشتی‌ها می‌گوید: «جز همان بار اوّلی که در دنیا مردیم، دیگر نمی‌میریم؟! ما هرگز عذاب نمی‌شویم؟! چه خوب! ۵۸و۵۹

این است همان کامیابی بزرگ! ۶۰

برای یک‌چنین پاداشی است که تلاش‌کنندگان باید تلاش کنند!» ۶۱

حالا، برای پذیرایی، این بهتر است یا درخت زقّوم؟! ۶۲

ما درخت زقّوم را وسیله‌ای برای عذاب بدکارها در نظر گرفتیم. ۶۳

درختی است که در قعر جهنم می‌رویَد. ۶۴

میوه‌اش شبیه کلّۀ شیاطین است! {زقّوم و به‌احتمالی، نام میوۀ درختی است به نام «اَستَن» که بسیار زشت و تلخ و بدبوست. }۶۵

بدکارها به‌ناچار از آن می‌خورند و شکم‌هایشان را از آن پر می‌کنند. ۶۶

برای نوشیدنیِ روی میوه هم، چرکابه‌ای جوشان در کناره‌های جهنم برایشان گذاشته‌اند ۶۷

که بعد از نوشیدنش، باز به‌طرف جهنم برمی‌گردند. ۶۸

با آنکه آن‌ها می‌دیدند که پدرانشان گمراه‌اند؛ ۶۹

ولی چشم‌وگوش‌بسته دنبالشان راه افتاده بودند. ۷۰

قبل از بت‌پرست‌های مکه هم، بیشترِ گذشتگان گمراه شده بودند؛ ۷۱

با اینکه قطعاً میانشان هشداردهندگانی فرستاده بودیم. ۷۲

پس ببین چه شد عاقبت هشدارداده‌شده‌ها! ۷۳

فقط بندگان ناب خدا نجات پیدا کردند. ۷۴

نوح برای کمک‌خواهی صدایمان زد. خوب اجابت‌کننده‌ای بودیم ما! ۷۵

او و خانواده و پیروانش را از فشار طاقت‌فرسای زندگی در میان بی‌دین‌ها نجات دادیم. ۷۶

فقط نسل او را ماندگار کردیم ۷۷

و نامی نیک از او در میان آیندگان به‌یادگار گذاشتیم. ۷۸

سلام خدا بر نوح از طرف همۀ جهانیان. ۷۹

ما به درستکاران این‌طور پاداش می‌دهیم. ۸۰

او بندۀ باایمان ما بود. ۸۱

بعد، دیگرانی را که به خدا ایمان نیاوردند، غرق کردیم. ۸۲

ابراهیم از پیروان نوح بود ۸۳

که با دلی پاک به خدا ایمان آورد. ۸۴

به مردم و عمویش آزر گفت: «این‌ها دیگر چیست که می‌پرستید؟! ۸۵

به‌جای خدا، سراغ معبودهای دروغین می‌روید؟! ۸۶

دربارۀ صاحب جهانیان چه فکری می‌کنید؟!» ۸۷

برای نرفتن به مراسم جشن، نگاهی به ستاره‌ها انداخت ۸۸

و گفت: «من حالم خوب نیست.» ۸۹

مردم با بی‌محلی به او، گذاشتند و رفتند. ۹۰

ابراهیم مخفیانه به‌طرف بت‌هایشان رفت و با طعنه گفت: «چرا چیزی نمی‌خورید؟! ۹۱

چه‌تان شده که حرف نمی‌زنید؟!» ۹۲

بعد، نزدیکشان رفت و با ضربه‌هایی محکم دَرهمشان شکست. ۹۳

مردم تا فهمیدند، سریع سراغش آمدند. ۹۴

ابراهیم گفت: «بت‌هایی را می‌پرستید که خودتان تراشیده‌اید؟! ۹۵

با آنکه خدا شما و بت‌هایی را که می‌سازید، آفریده است.» ۹۶

سران بت‌پرست پیشنهاد دادند: «کورۀ آتشی بسازید و در آن پرتش کنید.» ۹۷

برایش نقشه‌ای کشیدند؛ ولی نقش‌برآبش کردیم و خواروخفیفشان ساختیم. ۹۸

گفت: «من، برای تبلیغ دین، می‌روم جای دیگری که خدا نشانم بدهد. ۹۹

خدایا، بچه‌های شایسته‌ای به من ببخش.» ۱۰۰

پس به تولد پسری عاقل به نام اسماعیل مژده‌اش دادیم. ۱۰۱

وقتی به سنّی رسید که می‌توانست همپای پدر کار کند، ابراهیم به او گفت: «گل‌پسرم، دائم در خواب می‌بینم که دارم قربانی‌ات می‌کنم! نظر تو چیست؟» گفت: «پدرجان، هر کاری را که دستور می‌گیرید، انجام دهید. اِن‌شاءالله می‌بینید که صبورم.» ۱۰۲

وقتی هر دو تسلیم فرمان خدا شدند و پدر به‌پهلو خواباندش،... {شاید به‌دلیل جان‌سوزبودن این قسمت از داستان، خدای مهربان ذکرش نکرده است.} ۱۰۳

و صدایش زدیم: «ابراهیم! ۱۰۴

به خوابِ خود جامۀ عمل پوشاندی.» ما به درستکاران این‌طور پاداش می‌دهیم. ۱۰۵

این حادثه آزمایشی بود دشوار. ۱۰۶

در ضمن، قربانیِ باارزشی فدای اسماعیل کردیم ۱۰۷

و نامی نیک از ابراهیم در میان آیندگان به‌یادگار گذاشتیم. ۱۰۸

سلام خدا بر ابراهیم. ۱۰۹

به درستکاران این‌طور پاداش می‌دهیم. ۱۱۰

او بندۀ باایمان ما بود. ۱۱۱

باز، به تولد بچه‌ای دیگر به نام اسحاق مژده‌اش دادیم. او پیامبری شایسته بود. ۱۱۲

خیر و برکتمان را هم شامل حال ابراهیم و اسحاق کردیم. از نسلشان بعضی درستکار بودند و بعضی حسابی به خود بد می‌کردند. ۱۱۳

بر موسی و هارون هم یقیناً منّت گذاشتیم. ۱۱۴

آن دو و قومشان را از فشار طاقت‌فرسای اسارت در چنگ فرعونیان نجات دادیم. ۱۱۵

آن‌قدر یاری‌شان کردیم تا بالاخره پیروز شدند. ۱۱۶

به آن دو کتابی بسیار روشنگر دادیم. ۱۱۷

هر دویشان را در راه درست زندگی قرار دادیم ۱۱۸

و نامی نیک از آن دو در میان آیندگان به‌یادگار گذاشتیم. ۱۱۹

سلام خدا بر موسی و هارون. ۱۲۰

ما به درستکاران این‌طور پاداش می‌دهیم. ۱۲۱

آن دو، بندۀ باایمان ما بودند. ۱۲۲

الیاس هم پیامبر خدا بود. ۱۲۳

به مردم گفت: «چرا مراقب عقیده و رفتارتان نیستید؟! ۱۲۴

بت بَعل را می‌پرستید و بهترین آفریننده را رها می‌کنید؟! ۱۲۵

همان خدایی که صاحب‌اختیار شما و نیاکان شماست؟!» ۱۲۶

پس او را دروغگو دانستند. این جماعت را برای حسابرسی احضار می‌کنند! ۱۲۷

فقط بندگان ناب خدا حساب‌کشی نمی‌شوند. ۱۲۸

نامی نیک از او میان آیندگان به‌یادگار گذاشتیم. ۱۲۹

سلام خدا بر الیاس. ۱۳۰

ما به درستکاران این‌طور پاداش می‌دهیم. ۱۳۱

او بندۀ باایمان ما بود. ۱۳۲

لوط هم پیامبر خدا بود. ۱۳۳

او و همۀ خانواده‌اش را نجات دادیم؛ ۱۳۴

جز زن پیرش را که با جامانده‌ها گرفتار عذاب شد. ۱۳۵

آن‌وقت دمار از روزگار بقیۀ مردم شهر درآوردیم. ۱۳۶

در سفرهایتان، صبح و شب از کنار ویرانه‌های شهرشان رد می‌شوید. پس چرا عقلتان را به‌کار نمی‌اندازید؟! ۱۳۷و۱۳۸

یونس هم پیامبر خدا بود. ۱۳۹

وقتی از ایمان‌آوردن مردم ناامید شد، به‌طرف کشتی مجهزی گریخت. ۱۴۰

با مسافران قرعه انداخت و باخت: او را گرفتند و به دریا انداختند! {دو احتمال داده‌اند: ۱. دریا طوفانی بود و کشتی سنگین. برای سبک‌کردنش ناچار شدند یک نفر را بیرون بیندازند؛ ۲. نهنگی حمله کرده بود. صلاح دیدند یک نفر قربانیِ همه شود تا نهنگ او را بخورد و کشتی را رها کند و برود.} ۱۴۱

پس نهنگ او را بلعید! یونس با آن فرارش، مستحق سرزنش بود. ۱۴۲

اگر او تسبیح‌گوی خدا نبود، ۱۴۳

تا روز قیامت در شکم نهنگ می‌ماند! ۱۴۴

درحالی‌که بی‌حال بود، او را به ساحلی بدون گیاه انداختیم ۱۴۵

و نوعی کدو بالای سرش رویاندیم تا سایه‌بانش باشد. ۱۴۶

دوباره او را به‌سوی همان جمعیتِ بیش از ‌صدهزارنفریِ نینوا فرستادیم. ۱۴۷

این‌بار به یونس ایمان آوردند. ما هم تا آخر عمرشان از نعمت‌های دنیا بهره‌مندشان کردیم. ۱۴۸

محمد! از بت‌پرست‌ها بپرس که دخترها برای خدا باشد و پسرها برای آن‌ها؟! ۱۴۹

مگر شاهد بودند که فرشته‌ها را مؤنث آفریدیم؟! ۱۵۰

بدان که آن‌ها از سرِ تهمتِ ناروا می‌گویند: ۱۵۱

«خدا فرزند آورده است.» آن‌ها یقیناً دروغ می‌گویند. ۱۵۲

آیا خدا دخترها را بر پسرها ترجیح داده است؟! ۱۵۳

چه‌تان شده که این‌طور قضاوت می‌کنید؟! ۱۵۴

پس چرا به‌خود نمی‌آیید؟! ۱۵۵

دلیل قانع‌کننده‌ای بر ادعای خود دارید؟! ۱۵۶

اگر راست می‌گویید، دلیل و مدرکتان را رو کنید! ۱۵۷

آن‌ها بین خدا و جن‌ها رابطۀ خویشاوندی قائل می‌شوند؛ با آنکه جن‌ها به‌خوبی می‌دانند برای حسابرسی احضارشان می‌کنند. ۱۵۸

خدا به‌دور است از توصیف‌هایی که می‌کنند. ۱۵۹

فقط بندگان ناب خدا به‌شایستگی توصیفش می‌کنند. ۱۶۰

بنابراین شما و بت‌هایتان نمی‌توانید کسی را از راه خدا به‌در کنید؛ ۱۶۱و۱۶۲

مگر کسی را که با اختیار خودش راهیِ جهنم باشد. ۱۶۳

فرشتگان می‌گویند: «هریک از ما جایگاهی معیّن دارد. ۱۶۴

ما همه، برای اجرای فرمان، صف بسته‌ایم. ۱۶۵

ما همه تسبیح‌گوی اوییم.» ۱۶۶

بت‌پرست‌های مکه با قاطعیت می‌گفتند. ۱۶۷

«اگر پیش ما هم کتابی بود مثل کتاب‌های آسمانی گذشتگان، ۱۶۸

ما حتماً بندۀ ناب خدا می‌شدیم!» ۱۶۹

ولی حالا که قرآن نازل شده، باورش نمی‌کنند. بالاخره نتیجۀ انکارشان را خواهند فهمید. ۱۷۰

البته وعدۀ ما در حق بندگانمان که به پیامبری فرستاده شده‌اند، حتمی شده است,۱۷۱

آنان در همه‌حال یاری می‌شوند ۱۷۲

و سپاهیان ما پیروزِ میدان‌اند. ۱۷۳

پس تا مدتی از آن‌ها رو بگردان ۱۷۴

و حال و روزشان را تماشا کن که نتیجۀ کارهایشان را خواهند دید! ۱۷۵

حالا، باز هم عذاب فوری می‌خواهند؟! ۱۷۶

وقتی عذاب از درودیوار بر سرشان ببارد، روزگارشان سیاه است آن هشدارداده‌شده‌ها! ۱۷۷

بله، تا مدتی از آن‌ها رو بگردان ۱۷۸

و تماشا کن که بالاخره نتیجۀ کارهایشان را خواهند دید! ۱۷۹

به‌دور است خدای شکست‌ناپذیر از توصیف‌هایی که می‌کنند.{معصومان بزرگوار به ما سفارش کرده‌اند که وقتی از جای خود برمی‌خیزیم، این آیه و دو آیۀ بعدش را بخوانیم.} ۱۸۰

سلام خدا بر پیامبران الهی ۱۸۱

و خدا را سپاس که صاحب جهانیان است. ۱۸۲
   نمایش بیشتر

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • ۱۹:۳۴

تصاویر

پایگاه قرآن