قرآن ترجمه، سوره معارج آیات 40 تا 44 - سوره نوح آیات 1 تا 10
فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ ﴿٤٠﴾
دیگر نمیخواهم قسم بخورم به صاحب مشرقها و مغربها که ما میتوانیم 40
عَلَىٰ أَن نُّبَدِّلَ خَیْرًا مِّنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ ﴿٤١﴾
بهتر از آنها را بهجایشان بیاوریم و کسی هم جلودارمان نیست. 41
فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَیَلْعَبُوا حَتَّىٰ یُلَاقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ ﴿٤٢﴾
پس بگذار در افکار پوچشان غوطهور باشند و به دنیای مادیشان سرگرم بمانند تا بالاخره با روز موعود روبهرو شوند؛ 42
یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا کَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍ یُوفِضُونَ ﴿٤٣﴾
همان روزی که از گورها بهسرعت بیرون میآیند؛ انگار بهسوی بتهایشان میشتابند! 43
خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ۚ ذَٰلِکَ الْیَوْمُ الَّذِی کَانُوا یُوعَدُونَ ﴿٤٤﴾
خواری در چشمهایشان موج میزند و خفت سرتاپایشان را میگیرد! این همان روزی است که به آنها وعده میدادند. 44
سورة نوح
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدای بزرگوار مهربان
إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنذِرْ قَوْمَکَ مِن قَبْلِ أَن یَأْتِیَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿١﴾
ما نوح را بهسوى قومش فرستادیم: «قومت را هشدار بده، قبل از اینکه عذابى زجرآور سراغشان بیاید.» 1
قَالَ یَا قَوْمِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُّبِینٌ ﴿٢﴾
نوح به آنها گفت: «مردم! من برایتان هشداردهندهای باصراحتم: 2
أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِیعُونِ ﴿٣﴾
خدا را بندگی کنید و مراقب رفتارتان باشید و از من الگو بگیرید 3
یَغْفِرْ لَکُم مِّن ذُنُوبِکُمْ وَیُؤَخِّرْکُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى ۚ إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاءَ لَا یُؤَخَّرُ ۖ لَوْ کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٤﴾
تا بهاندازۀ بندگیتان، گناهانتان را ببخشد و تا رسیدن مرگ حتمی، مهلتتان بدهد. کاش میدانستید که اجل الهی وقتی برسد، عقب نمیافتد!» 4
قَالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلًا وَنَهَارًا ﴿٥﴾
دستآخر، نوح گِله کرد: «خدایا، من قوم خودم را شب و روز بهسویت دعوت کردم؛ 5
فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعَائِی إِلَّا فِرَارًا ﴿٦﴾
ولی دعوتم جز فرار از حق، سودی برایشان نداشت! 6
وَإِنِّی کُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِیَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبَارًا ﴿٧﴾
من هر بار دعوتشان میکردم تا آنها را بیامرزی، انگشتهایشان را در گوشهایشان فرو میکردند، جامههایشان را بر سر میکشیدند، بر نشنیدن حرفهایم مُصر بودند و دعوتم را با غرور خاصی رد میکردند! 7
ثُمَّ إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا ﴿٨﴾
با وجود این، باز هم با صدای بلند بهسویت دعوتشان کردم 8
ثُمَّ إِنِّی أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا ﴿٩﴾
و حقایق را در جمعهای عمومی و خصوصی، آنهم به بهترین روش، با آنها در میان گذاشتم 9
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا ﴿١٠﴾
و گفتم: «از خدا آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است 10
فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ ﴿٤٠﴾
دیگر نمیخواهم قسم بخورم به صاحب مشرقها و مغربها که ما میتوانیم 40
عَلَىٰ أَن نُّبَدِّلَ خَیْرًا مِّنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ ﴿٤١﴾
بهتر از آنها را بهجایشان بیاوریم و کسی هم جلودارمان نیست. 41
فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَیَلْعَبُوا حَتَّىٰ یُلَاقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ ﴿٤٢﴾
پس بگذار در افکار پوچشان غوطهور باشند و به دنیای مادیشان سرگرم بمانند تا بالاخره با روز موعود روبهرو شوند؛ 42
یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا کَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍ یُوفِضُونَ ﴿٤٣﴾
همان روزی که از گورها بهسرعت بیرون میآیند؛ انگار بهسوی بتهایشان میشتابند! 43
خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ۚ ذَٰلِکَ الْیَوْمُ الَّذِی کَانُوا یُوعَدُونَ ﴿٤٤﴾
خواری در چشمهایشان موج میزند و خفت سرتاپایشان را میگیرد! این همان روزی است که به آنها وعده میدادند. 44
سورة نوح
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدای بزرگوار مهربان
إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنذِرْ قَوْمَکَ مِن قَبْلِ أَن یَأْتِیَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿١﴾
ما نوح را بهسوى قومش فرستادیم: «قومت را هشدار بده، قبل از اینکه عذابى زجرآور سراغشان بیاید.» 1
قَالَ یَا قَوْمِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُّبِینٌ ﴿٢﴾
نوح به آنها گفت: «مردم! من برایتان هشداردهندهای باصراحتم: 2
أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِیعُونِ ﴿٣﴾
خدا را بندگی کنید و مراقب رفتارتان باشید و از من الگو بگیرید 3
یَغْفِرْ لَکُم مِّن ذُنُوبِکُمْ وَیُؤَخِّرْکُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى ۚ إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاءَ لَا یُؤَخَّرُ ۖ لَوْ کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٤﴾
تا بهاندازۀ بندگیتان، گناهانتان را ببخشد و تا رسیدن مرگ حتمی، مهلتتان بدهد. کاش میدانستید که اجل الهی وقتی برسد، عقب نمیافتد!» 4
قَالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلًا وَنَهَارًا ﴿٥﴾
دستآخر، نوح گِله کرد: «خدایا، من قوم خودم را شب و روز بهسویت دعوت کردم؛ 5
فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعَائِی إِلَّا فِرَارًا ﴿٦﴾
ولی دعوتم جز فرار از حق، سودی برایشان نداشت! 6
وَإِنِّی کُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِیَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبَارًا ﴿٧﴾
من هر بار دعوتشان میکردم تا آنها را بیامرزی، انگشتهایشان را در گوشهایشان فرو میکردند، جامههایشان را بر سر میکشیدند، بر نشنیدن حرفهایم مُصر بودند و دعوتم را با غرور خاصی رد میکردند! 7
ثُمَّ إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا ﴿٨﴾
با وجود این، باز هم با صدای بلند بهسویت دعوتشان کردم 8
ثُمَّ إِنِّی أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا ﴿٩﴾
و حقایق را در جمعهای عمومی و خصوصی، آنهم به بهترین روش، با آنها در میان گذاشتم 9
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا ﴿١٠﴾
و گفتم: «از خدا آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است 10

