فهرست

ترجمه شنیداری جزء دوم

  • 1 قطعه
  • 73':05" مدت زمان
  • 914 دریافت شده
جزء دوم شامل آیات 142 تا 252 سوره مبارکه بقره است . از اشارات خوب آیات این جزء این است که اگر کاری از نظر خدا نکوهش شد انجام ندهیم و اگر خوب بود به انجام آن پایبند باشیم ...
جزء دوم
به زودی برخی از مردم ابله می گویند: چه چیزی مسلمانان را از قبله ای [چون بیت المقدس] که [در عباداتشان] به سوی آن بودند برگرداند؟ بگو مالکیتِ مشرق و مغرب فقط ویژۀ خداست، هرکه را بخواهد به راه مستقیم هدایت می کند «142»
[همان گونه که به زودی کعبه را قبلۀ شما می گردانیم تا به راه راست هدایتتان کنیم،] همچنین شما را امتی معتدل و میانه رو قرار دادیم تا [با دوری از افراط و تفریط در همۀ امورتان] بر مردم گواه و حجت باشید، و پیامبر هم گواه وحجت بر شما باشد، و ما قبله ای [چون بیت المقدس را] که [در عبادات] به سوی آن بودی قرار ندادیم مگر برای این که کسی را که از پیامبر پیروی می کند از کسی که [با تغییر قبله] از اسلام بازمی گردد [و بر تعصبِ جاهلانه اش اصرار دارد] مشخص نماییم، قطعاً [این تغییر قبله] جز بر کسانی که خداوند هدایتشان کرده گران و سخت بود، و خداوند بر آن نیست که عملکرد ایمانی شما را [که یکی از ثمراتش سال ها نمازخواندن به طرف بیت المقدس بود] تباه کند ؛ زیرا خداوند به مردم بسیار مهرورز و مهربان است «143»
ما روی آوردن [بسیار] تو را به سوی آسمان [به امید نزول فرشتۀ وحی برای تغییر قبله] می بینیم، مسلّماً تو را به سوی قبله ای که به آن خشنود شوی برمی گردانیم، اکنون رویت را به سوی مسجدالحرام بگردان ، و [شما ای مسلمانان!] هرجا که باشید روی خود را به سوی آن بگردانید، قطعاً اهل کتاب می دانند که تغییر قبله از سوی پروردگارشان کاری برحق است؛ [زیرا در تورات و انجیل خوانده بودند که پیامبر اسلام به سوی دو قبله نماز خواهد خواند،] و خداوند از آنچه [برای پنهان نگاه داشتنِ آیات تورات و انجیل در مسئلۀ تغییر قبله] انجام می دهند بی خبر نیست «144»
سوگند [به حق!] اگر برای اهل کتاب هر دلیل روشنی بیاوری از قبلۀ تو [به علت لجاجت و عنادشان] پیروی نمی کنند، و تو نیز [پس از قبله شدنِ کعبه] پیروِ قبلۀ آنان نخواهی بود، و یهود و نصاری [که هریک مدعی قبلۀ خاصی برای خود هستند] از قبلۀ یکدیگر پیروی نخواهند کرد، اگر پس از دانشِ کاملی که [چون قرآن] برایت آمده از خواسته های [نامشروع] آنان پیروی کنی مسلّماً از ستمکاران خواهی بود «145»
اهل کتاب همان گونه که پسرانشان را می شناسند پیامبر اسلام را [بر اساس اوصافی که از او در تورات و انجیل خوانده اند] می شناسند، یقیناً گروهی از آنان حق را درحالی که به آن آگاهند پنهان می دارند«146»
[ای امت اسلام! این دستور] حق [که تغییر قبله از بیت المقدس به سوی کعبه است] از سوی پروردگار شما است؛ بنابراین از تردید کنندگان به آن مباشید«147»
برای هر گروهی قبله ای است که خداوند گردانندۀ روی آنان [به سوی آن قبله] است، پس [به جای نزاع و کشمکش دربارۀ قبله] به سوی کارهای خیر پیشی جویید، خداوند همۀ شما را هرجا که باشید [به صحرای محشر] می آورد، مسلّماً خداوند بر هر کاری تواناست «148»
از هرجا [برای سفر یا کارِ دیگر] بیرون رفتی [در حال اقامۀ نماز] رویت را به سوی مسجدالحرام بگردان! بی تردید این فرمان از نزد پروردگارت حق است، و خداوند از آنچه [شما مردم] انجام می دهید بی خبر نیست «149»
[آری ای پیامبر!] از هرجا بیرون شدی رویت [را برای اقامۀ نماز] به سوی مسجدالحرام بگردان، و [شما ای مسلمانان!] هرجا که باشید رویتان را [در حال نماز] به سوی آن بگردانید تا برای مردم [که بر اساس تورات از تغییر قبله خبر دارند] بر ضد شما حجت و بُرهانی نباشد، جز کسانی از آنان که [به آیات خدا] ستم ورزیده اند؛ بنابراین از [تبلیغات ناروای متعصبان و متکبّرانِ] اهل کتاب [بر ضد خود و احکام حق و به ویژه تغییر قبله] نترسید، بلکه از [مخالفت با احکام] من بترسید، و [تغییر قبله] برای آن است که نعمتم را بر شما کامل کنم تا به هدایت راه یابید «150»
همان گونه [که تغییر قبله کامل کردن نعمتم بر شما بود، این حقیقت هم نوع دیگری از کامل کردن نعمتم بر شماست] که در بین شما رسولی از خودتان فرستادیم که همواره آیات ما را بر شما تلاوت می کند، و شما را [از آلودگی های اعتقادی و اخلاقی و عملی] پاک می سازد، و قرآن و معارف استوار و سودمند را به شما تعلیم می دهد، و آنچه را [از علوم] نمی دانستید به شما می آموزد«151»
[چنانچه خوش بختی دنیا و آخرت را می خواهید] مرا [به عنوان معبود حقیقی قلباً] مورد توجه قرار دهید، تا [با پاداش ویژه ام] شما را مورد عنایت خاص خود قرار دهم، و نیز مرا [که نعمت رسالت پیامبر و تغییر قبله را به شما دادم] سپاس گزاری کنید، و به کفران [نعمت] روی نیاورید «152»
ای اهل ایمان! [برای حل مشکلات خود و مصونیت از آلودگی ها و رسیدن به رحمت خداوند] از صبر و نماز کمک بخواهید؛ زیرا خداوند با صابران است«153»
و به آنان که در راه خدا کشته می شوند مرده نگویید، بلکه [شهیدان] زنده اند ولی شما [کیفیت زنده بودنشان را] درک نمی کنید!«154»
مسلّماً شما را به چیزی از ترس، گرسنگی، کاهش بخشی از اموال و جان ها و نیز محصولات نباتی، [یا ثمرات باغِ زندگی چون پسران و دخترانتان] آزمایش می کنیم [تا مشخص گردد چه کسی در برابر هجوم بلاهای آزمایشی در مدار دین می ماند، و چه کسی طاقت نیاورده، دین گریز می شود،] و [تو ای پیامبر!] صبرکنندگان را بشارت ده «155»
همان کسانی که چون مصیبتی [سخت] به آنان رسد می گویند: [«اِنّا لِلّه و اِنّا اِلیه راجعون»] ما مملوک خداییم و بی شک به سوی او بازمی گردیم «156»
آنان هستند که درودها و رحمتی [ویژه] از سوی پروردگارشان برای آنان [ثابت و قطعی] است، و هم آنان راه یافتگان [به صراط مستقیم] اند«157»
مسلّماً صفا و مَروه از نشانه های خداست، پس کسی که حجِ خانۀ کعبه کند یا عمره انجام دهد بر او باکی نیست که فاصلۀ میان آن دو را بپیماید، و کسی که [بنا به خواست خودش افزون بر واجبات حج،] کار نیکی [چون طوافِ بیت و سعی مستحب] به جای آورد، قطعاً خداوند [در برابر عمل او] پاداش دهنده، و [به وضعیت او] داناست«158»
یقیناً کسانی که آنچه را ما از دلایل آشکار و مایۀ هدایت نازل کردیم، پس از آن که همۀ آن ها را در کتاب آسمانی برای مردم روشن ساختیم پنهان می کنند [تا مردم به قرآن و پیامبر و معارف دینی و احکام الهی ایمان نیاورند،] خداوند لعنتشان می کند و لعنت کنندگان هم آنان را لعنت می کنند «159»
مگر کسانی که روی به توبه آوردند و [مفاسد خود را] اصلاح کردند، و [آنچه را از حقایق پنهان کرده بودند برای مردم] روشن ساختند، در نتیجه توبۀ آنان را می پذیرم؛ زیرا من بسیار توبه پذیر و مهربانم«160»
آنان که منکر [خدا و پیامبران و قیامت] شدند و در حال انکار از دنیا رفتند، لعنت خدا و فرشتگان و همۀ مردم بر آنان باد !«161»
در آن لعنت [که محرومیت از رحمت خداست] جاودانه اند، نه عذاب از آنان سبُک می شود، و نه مهلتشان می دهند [تا عذرخواهی کنند] «162»
معبود شما معبودی یگانه است، جز او هیچ معبودی وجود ندارد، رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی«163»
مسلّماً در آفرینش آسمان ها و زمین، و رفت و آمد شب و روز، و کشتی هایی که در دریاها [با جابه جا کردن مسافر و کالا] به سود مردم روانند، و بارانی که خداوند از آسمان به زمین فرود آورده و به وسیلۀ آن زمین را پس از مردنش زنده ساخته، و در آن از هر نوع جنبنده ای پخش کرده، و جابه جاکردن بادها و ابرهای به کار گرفته شده میان آسمان و زمین، نشانه هایی است [از قدرت و ربوبیت و رحمت خدا] برای گروهی که می اندیشند «164»
برخی از مردم به جای خدای یگانه معبودهایی را [برای پرستیدن] انتخاب می کنند که آن ها را چنان دوست دارند که سزاوار است خدا را آن گونه دوست داشته باشند! ولی مؤمنان محبتشان به خداوند [چون او را مبدأ حقایق و کلیددار هستی و مالک همه چیز می دانند] از هر چیز بیشتر است. آنان که [با انتخاب معبودهای باطل و پوچ] ستم روا داشتند وقتی عذاب را ببینند قاطعانه خواهند فهمید که همۀ قدرت ویژۀ خداست، و خداوند [بر این محجوب ماندگان از توحید،] سخت کیفر است «165»
در آن هنگام پیشوایانِ [شرک و بُت پرستی] از پیروانشان بیزاری می جویند، و همگی عذاب را می بینند، و راه چاره بر آنان بسته می شود«166»
و آنان که [به جای خدا از پیشوایان شرک و کفر] پیروی کردند می گویند: ای کاش برای ما بازگشتی [به دنیا] بود! تا ما هم از آنان [و فرهنگِ باطلشان] بیزاری می جستیم، همان گونه که اینان [در این عرصۀ قیامت] از ما بیزاری جستند، خداوند به این صورت اعمالشان را که برای آنان مایۀ حسرت هاست به ایشان نشان می دهد، و اینان هرگز از آتش بیرون آمدنی نیستند«167»
ای مردم! از آنچه [از انواع میوه ها و خوراکی ها] در زمین است درحالی که برای شما حلال و دلپذیر قرار داده شده بخورید، و از گام های شیطان [که انواع محرّمات است] پیروی نکنید؛ زیرا او دشمن آشکار شما است «168»
او شما را فقط به بدکرداری و کارهای بسیار زشت فرمان می دهد، و این که [وادارتان می کند بر پایۀ عدم شناختتان از حقایق دینی،] اموری را [به عنوان حلال و حرام] به خدا نسبت دهید«169»
هنگامی که به آنان [که مشرک و کافرند] گفته شود از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید، می گویند: [نه!] بلکه از آیینی که پدرانمان را بر آن یافتیم پیروی می کنیم. آیا اگر پدرانشان چیزی نمی فهمیدند، و راه [حق را به سبب کوردلی] نیافتند [باز هم از آنان پیروی می کنند] «170»
مَثَلِ [دعوت کنندۀ] کافران [به ایمان] مانند کسی است که بر حیوانی [برای نجات دادنش از خطر] بانگ می زند، ولی آن حیوان جز آوا و صدایی [که مفهومش را درک نمی کند] نمی شنود، کافران [از شنیدن حقایق،] کر و [از گفتن واقعیات و پرسش از مسائل حق،] لال و [از دیدن آثار توحید و آیات الهی] کورند، به این سبب اهل اندیشه نیستند«171»
ای اهل ایمان! از [انواع میوه ها و] خوردنی های دلپذیر که روزی شما کرده ایم بخورید، و از خدا سپاس گزاری کنید اگر فقط او را می پرستید«172»
جز این نیست که [خداوندِ دانای مهربان برای مصون ماندنِ شما از زیان های جسمی و روحی] مردار، خون، گوشت خوک و حیوانی را که هنگام ذبح نام غیر خدا بر آن برده شده بر شما حرام کرده است، پس کسی که [برای نجات جانش از خطر، به خوردن آن ها] ناچار شود درحالی که خواهان لذت نباشد و از حد لازم تجاوز نکند گناهی بر او نیست؛ زیرا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است «173»
قطعاً کسانی که آنچه را خداوند [از احکام، معارف، حلال و حرام] به عنوان کتاب [آسمانی] نازل کرده [به خاطر سود نامشروعِ خود، از مردم] پنهان می کنند، و در برابر این [پنهان کاری] بهای اندکی به دست می آورند جز آتش در شکم های خود نمی ریزند، خداوند روز قیامت با آنان سخن نمی گوید، و [از گناهان و زشتی های مرتکب شده] پاکشان نمی سازد، وبرای آنان عذابی دردناک است «174»
اینانند که گمراهی را به جای هدایت، و عذاب را در عوضِ آمرزش خریده اند، [شگفتا!] چه اندازه بر آتش دوزخ شکیبایند «175»
آن [عذاب] به این علت است که خداوند کتاب [آسمانی] را به درستی و راستی [برای هدایت همۀ مردم] نازل کرد، [ولی اینان آن را از زندگی حذف کرده، و در انکارش کوشیدند و مایۀ اختلاف قرارش دادند،] و مسلّماً آنان که در [معانی و مفاهیم] کتاب اختلاف کردند [تا حقایق و احکامِ آن از مردم پنهان بماند] در دشمنی عمیقی [نسبت به حق و حقیقت] قرار دارند«176»
نیکی [محدود به] این نیست که روی خود را [برای عبادت] به سوی مشرق و مغرب کنید؛ بلکه نیکی وجود [والای] کسانی است که به خدا، روز قیامت، فرشتگان، کتاب [آسمانی] و پیامبران ایمان [استوار و ثابت] آورده اند، و دارایی [خود] را با آن که دوست دارند به خویشان و یتیمان و درماندگان، و درراه ماندۀ بی زادوتوشه، و تهیدستانی که درخواست کمک دارند و در راه [آزادی] بردگان می پردازند، و نماز را [با شرایط ویژه اش] می خوانند و زکات می پردازند، و چون پیمان ببندند به پیمان خود وفا می کنند، و در سختی ها و تنگدستی و هنگام جنگ شکیبایند، اینانند که [در ادعای دینداری] راستگویند، و اینانند که به شدت پرهیزکنندگان [از طغیان و تبهکاری] اند«177»
ای مؤمنان! در مورد کشته شدگان، قصاص بر شما مقرر شده است؛ آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده، زن در برابر زن. پس کسی که [مرتکب قتل شده چنانچه] از سوی برادر دینی اش [که ولی مقتول است] مورد چیزی از عفو قرار گرفت[که در عوض قصاص، خون بها بپردازد] پس رعایت کردن روش پسندیده[ درباره وضع مادی قاتل که چه اندازه بپردازد، بر عهده عفوکننده از قصاص است]، و [قاتل، مسئول] پرداخت خون بها با نیکی و خوشرویی است. این [حکم خون بها] تخفیف و رحمتی است از سوی پروردگارتان، پس هرکه بعد از چشم پوشی از قصاص، تجاوز کند [و به کشتن قاتل برخیزد] برای او عذابی دردناک است «178»
ای خردمندان! برای شما در قصاص مایۀ حیاتی ویژه است، و [حکم قصاص] برای این است که [از هرگونه تعدی و تجاوز و امور غیرِ شرعی] بپرهیزید «179»
بر شما مقرر شده چون یکی از شما را مرگ فرارسد اگر مالی از خود به جا گذاشته، به صورتی پسندیده برای پدر و مادر و خویشان وصیت کند، این حقی است بر عهدۀ کسانی که [از خدا اطاعت کرده، از محرّماتش] بپرهیزند «180»
آنان که پس از شنیدن وصیت، در آن تغییری دهند گناهش فقط بر عهدۀ تغییر دهندگان است، یقیناً خداوند شنوا[ی کلامِ وصیت کننده]، و دانا[ی به اعمال تغییر دهندگانِ وصیت] است «181»
کسی که از انحرافِ سهوی و نا آگاهانۀ وصیت کننده [در مورد حقوق ورثه]، یا انحراف عمدی و آگاهانۀ او [مبنی بر وصیت به امور نامشروع و ناحق] بترسد، و بین ورثه [با تغییردادنِ وصیت بر اساس احکام دین] اصلاح دهد گناهی بر او نیست، همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است «182»
ای مؤمنان! روزه بر شما واجب شده همان گونه که بر پیشینیانِ شما واجب شده بود، [فلسفۀ وجوب روزه این است که] تا [شما با اِمساک در ماه رمضان] به [روحیه اطاعت از خدا، و] پرهیز [از محرّماتش] آراسته شوید «183»
[در] روزهایی چند و اندک [روزه بگیرید!] پس هرکه از شما بیمار یا در سفر باشد [به تعداد روزه های از دست رفته] از روزهای غیر [رمضان] روزه بگیرد، و بر کسانی که روزه گرفتن برایشان طاقت فرساست، کفارۀ آن طعام دادن به یک نیازمند [در عوضِ هر روزۀ از دست رفته] است، و هرکس به خواست خودش [افزون بر کفارۀ واجب] به طعامِ نیازمند بیفزاید برایش خیر [بیشتری] است، و روزه گرفتن [هرچند دشوار باشد] اگر [پاداش و آثار معنوی اش را] بدانید برای شما بهتر است «184»
[آن روزهای چند و اندک که روزه در آن واجب گشته] ماه رمضان است؛ ماهی که قرآن در آن نازل شده؛ [قرآنی که همۀ آیاتش] هدایتگر مردم و دربردارندۀ دلایلی روشن از هدایت، و میزان تشخیص [حق از باطل] است، پس کسی که در این ماه [در وطنش] حاضر باشد باید همۀ ماه را روزه بگیرد، و آن که بیمار یا در سفر است [به تعداد روزه های از دست رفته] روزهای غیر [رمضان] را روزه بدارد، [حکم قضای روزه بر این است که] خداوند برای شما آسانی می خواهد نه سختی، و برای این است که [با گرفتن روزه های از دست رفته،] تعداد [روزهای رمضان] را کامل کنید، و خدا را به پاس آن که شما را [به حقایق] راهنمایی نموده به عظمت و بزرگی ستایش کنید، و نیز برای این که [به سبب نعمتِ کم نظیر ماه رمضان و روزۀ در آن] سپاس گزار باشید «185»
چون بندگانم از تو دربارۀ من بپرسند، [بگو:] یقیناً من نزدیکم! دعای دعاکننده را وقتی مرا بخواند اجابت می کنم؛ پس باید [برای تأمین خیر دنیا و آخرتشان، خواسته های] مرا [عملاً] اجابت کنند، و به من ایمان بیاورند تا [به رشد و صواب] راه یابند «186»
آمیزش با همسرانتان در شبِ روزهایی که روزه دار هستید بر شما حلال شد، آنان برای شما لباس [عفافِ معنوی]، و شما هم برای آنان پوشش [عفافِ معنوی] هستید، خدا آگاه بود که شما [پیش از حلال شدنِ آمیزش در شب رمضان] به خود حیله می زدید [به آمیزش روی می آوردید و توبه می کردید،] پس توبه تان را پذیرفت و از شما گذشت کرد، اکنون [آزادید که] با همسرانتان آمیزش کنید، و آنچه را خداوند [در این کار از ثواب، پاکدامنی و فرزند صالح] برای شما مقرر داشته از او بخواهید، و بخورید و بیاشامید تا رشتۀ سپیدِ صبح از رشتۀ سیاهِ شب برای شما آشکار شود، سپس روزه را تا شب به پایان برید! با همسرانتان درحالی که در مساجد معتکف هستید آمیزش نکنید! این ها حدود خداست، در حفظ آن ها بکوشید، خداوند به این صورت آیاتش را برای مردم بیان می کند تا [با عمل به آن ها] به [روحیه اطاعت از خدا و] پرهیز [از محرّماتش] آراسته شوند «187»
اموال یکدیگر را در بین خود به صورت نامشروع نخورید! و آن را [به عنوان رشوه] برای قاضیانِ دادگاه ها نفرستید تا بخشی از اموال مردم را [با توسل به گناهِ عمدی که حکم ظالمانۀ قاضیانِ رشوه خوار است] بخورید، درحالی که حُرمت رشوه و [حُرمت به ناحق خوردنِ اموال دیگران را] می دانید «188»
از تو دربارۀ هِلال های ماه می پرسند، بگو: آن ها وسیلۀ تعیین اوقات [برای نظام زندگی] مردم، و [تعیین زمان] مراسم حج است. و نیکی آن نیست که به خانه ها [برخلاف متعارف] از پشتِ آن ها وارد شوید، [آن گونه که اَعرابِ جاهلی در حال اِحرام از دیوار پشت خانه وارد می شدند؛] بلکه نیکی، [وجود والای] کسی است که [از فسق و طغیان و هر کار غیر متعارفی] می پرهیزد، به خانه ها از درهای آن ها وارد شوید، و خدا را [اطاعت کرده، از محرّماتش] بپرهیزید تا [بر موانع راه سعادت] پیروز شوید «189»
و در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند بجنگید، و [هنگام جنگ از مقررات و احکام آن، که در قرآن و احکام دینی آمده] تجاوز نکنید که خدا متجاوزان را دوست ندارد «190»
و آنان را [که از شرک و کفر و هیچ ستمی باز نمی ایستند] هرکجا یافتید بکُشید، و از جایی که شما را بیرون کردند بیرونشان کنید! و فتنه [که بُت پرستی و بیرون کردنِ مردم از کاشانه و وطنشان باشد]، از کشتار بدتر است، و کنار مسجدالحرام با آنان نجنگید مگر آن که در آن جا با شما بجنگند، پس اگر با شما وارد جنگ شدند آنان را بکشید که کیفر کافران همین است «191»
اگر [از فتنه گری و جنگ] بازایستند مسلّماً خدا [به آنان] بسیار آمرزنده و مهربان است «192»
و با آنان بجنگید تا فتنه ای بر جای نمانَد، و دین [و طاعت] ویژۀ خدا باشد [و در نتیجه حاکمیت شیاطین نابود گردد،] نهایتاً اگر بازایستند [شما هم به جنگ پایان دهید! و از آن پس] تجاوز و تعدی جز بر ضد ستمکاران روا نیست «193»
ماه حرام در برابر ماه حرام است، [اگر دشمن حُرمت آن را رعایت نکرد و با شما در آن جنگید شما هم برای حفظ حقوق و کیان خود در همان ماه با او بجنگید!] و همۀ حُرمت ها دارای [قانونِ] قصاص [و انتقام] است؛ بنابراین هرکه به شما تعدی کرد شما هم به مانند او به وی تعدی کنید! و خدا را [اطاعت کرده، از محرّماتش] بپرهیزید، و بدانید که خدا با کسانی است که از او [اطاعت کرده، از محرّماتش] بپرهیزند «194»
و در راه خدا انفاق کنید ، و [با ترک این کار پسندیده یا هزینه کردن مال در راه نامشروع،] خود را به هلاکت نیندازید! و نیکی کنید که مسلّماً خدا نیکوکاران را دوست دارد «195»
حج و عمره را [با نیتی خالص] برای خدا به پایان برسانید! و اگر [دشمنان،] شما را از انجام آن باز داشتند آنچه را از قربانی برای شما میسّر است [قربانی کرده، از اِحرام درآیید،] و سرِ خود را نتراشید تا قربانی به محلش برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سرش آسیبی قرار داشت [و از تراشیدنِ سر چاره ای نداشت جایز است سرش را بتراشد، و به این سبب] کفاره ای چون روزه یا صدقه یا قربانی بر عهدۀ اوست، و زمانی که [از مانع شدنِ دشمن] در امان قرار گرفتید پس هرکه با پایان بردنِ عمرۀ تمتع به سوی حجِ تمتع رود آنچه از قربانی میسّر است [قربانی کند]، و کسی که قربانی نیابد سه روز روزه در [همان سفر] حج، و هفت روز روزه هنگامی که به وطن بازگشتید بر عهدۀ اوست، این ده روز کامل است [و قابل کم و زیاد شدن نیست]، این وظیفۀ کسی است که [خود و] خانواده اش ساکن منطقۀ مسجدالحرام نباشند. و خدا را [اطاعت کرده، از محرّماتش] بپرهیزید و بدانید که خدا [نسبت به طاغیان] سخت کیفر است «196»
حج در ماه های معینی است [شوّال، ذو القعده و ذو الحجه،] پس کسی که عمرۀ تمتع را [از اول شوّال تا نهم ذو الحجه،] و حج تمتع را [از نهم ذو الحجه تا دوازدهمِ آن با اِحرام بستن و تلبیه گفتن] بر خود واجب کرد بداند که در حج آمیزش [با همسران] و خروج از اطاعت خدا و گفت وگوی توأم با نزاع و دشمنی جایز نیست، و آنچه از کار خیر انجام دهید خدا به آن داناست، و [به سود خود] توشه برگیرید که بهترین توشه، اجتناب از فسق و طغیان است. و ای خردمندان! از من [اطاعت کرده، از محرّماتم] بپرهیزید «197»
بر شما باکی نیست که [در ایام حج] از پروردگارتان [با ورود به تجارت و دادوستد]رزق و منافع مادّی بطلبید، و چون از عَرفات کوچ کردید خدا را در مشعرالحرام یاد کرده، [قلباً مورد توجه قرار دهید، آری] او را یاد کنید همان گونه که شما را [با فضل و رحمتش] از هدایت برخوردار کرد؛ گرچه پیش از این از گمراهان بودید «198»
آن گاه از همان جایی که مردم [به سوی مِنی] می روند شما هم بروید، و از خداوند آمرزش بخواهید؛ زیرا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است «199»
چون مناسک خود را به پایان بردید خداوند را آن گونه که پدرانتان را یاد می کنید یا بهتر از آن یاد کنید، [در این میان] گروهی از مردم [که از مواهب معنوی و از آثار پایدار جهانِ دیگر غافل هستند] می گویند: پروردگارا! به ما در دنیا [کالا و متاع و مال] عطا کن، درحالی که آنان را [به سبب این غفلت و کوته نظری] در آخرت هیچ بهره ای نیست «200»
و گروهی از مردم می گویند: پروردگارا! به ما در دنیا از هرگونه خیر [و خوبی]، و در آخرت هم از هر نوع خیر [و ثواب] عطا کن، و ما را از عذابِ آتش نگهدار«201»
اینانند که از دست آوردشان [از انجام مناسک و دعای خالصشان] بهرۀ [عظیم و فراوانی] دارند، و خداوند در حسابرسی سریع است «202»
خدا را در روزهای معین [یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ذو الحجه که ایام وقوف در مِنی است] یاد کنید [و قلباً مورد توجه قرار دهید]، پس هرکه در طول دو روز، [واجبات مِنی را انجام دهد و به کوچ کردن از آن] شتاب ورزد، گناهی بر او نیست، و هرکه [تا روز سوم، کوچ کردنش را] به تأخیر اندازد بر او هم گناهی نیست، [اختیار کردنِ وقوف در مِنی چه در دو روز، چه در سه روز] برای کسی است که [از همۀ محرّماتِ اِحرام] اجتناب کرده باشد. از خدا [اطاعت کنید و از محرّماتش] بپرهیزید! و بدانید که همۀ شما مسلّماً به سوی او محشور خواهید شد «203»
و از مردم کسی است که گفتارش دربارۀ زندگی دنیا [و نقشه های به ظاهر زیبایش برای ادارۀ امور مردم و حکومت] برای تو بسیار خوش آیند [و قابل توجه] است، او [برای این که وانمود کند دلش برخوردار از صداقت است] خدا را بر آنچه در دل دارد شاهد می گیرد، درحالی که [خداوند از دلش آگاه است که] او [قلباً] سرسخت ترین دشمنِ [تو و مسلمانان] است «204»
چون [چنین دشمنِ سرسختی] قدرت و حکومت یابد، می کوشد که در زمین تباهی و فتنه گری به بار آورد، و زراعت و نسل را [با ظلم و ستمِ فراوانی که می کند] نابود سازد؛ خداوند تباهی و فتنه گری را دوست ندارد «205»
چون به او گویند: از خدا [اطاعت کن و از محرّمات] بپرهیز، غرور و سرسختی اش وی را به گناه وامی دارد، پس دوزخ او را بس است، و قطعاً بد جایگاهی است! «206»
و از مردم کسی [چون علی بن ابی طالب علیه السلام] است که جانش را برای به دست آوردن خشنودی خدا می فروشد، و خداوند به بندگان بسیار مهرورز است «207»
ای اهل ایمان! همگی به عرصۀ تسلیم [در برابر خدا و اطاعت از او] درآیید، و از گام های شیطان پیروی نکنید که او بی تردید، دشمن آشکار شما است «208»
چنانچه بعد از آن که دلایل روشن برای شما آمد بلغزید [و به شرک و کفر و فرهنگ های شیطانی روی آرید] بدانید که خدا [در انتقام از شما،] توانای شکست ناپذیر و حکیم است «209»
آیا [پیروان شیطان] جز این [مسائل را به عنوان محرّکِ ایمان آوردن به قیامت] انتظار دارند که [عذابِ] خدا و فرشتگانِ [مأمورِ عذاب] در سایبان هایی از ابر به سوی آنان آیند، و کار [نابودی آنان] پایان یابد؛ بدون شک همۀ کارها به سوی خداوند بازگردانده می شود «210»
از بنی اسرائیل بپرس [تا اقرار کنند] چه بسیار معجزات و آیات روشن [و نعمت ها برای تأمین سعادتِ دنیا و آخرتشان] به آنان عطا کردیم ، هرکس پس از این که این نعمت های ویژۀ خداوند به او رسید آن ها را [به کفر و تحریفِ در دین، و تفرقه افکنی] تغییر دهد بداند که خداوند سخت کیفر است «211»
زندگی [زودگذر و از دست رفتنی] دنیا را برای کافران آراسته جلوه داده اند، به این علت همواره مؤمنانِ [تهیدست از زیور و زینت دنیا] را مسخره می کنند، درحالی که مؤمنانی که از خداوند [اطاعت کرده، از محرّماتِ الهی] اجتناب داشتند در روز قیامت [از هر جهت] از کافران برترند، و خداوند هرکس را بخواهد بی حساب روزی می دهد «212»
مردم [در شروع زندگی و گردآمدن کنار هم] گروهی واحد [و یکدست] بودند [و اختلاف و نزاعی میانشان نبود، پس از پدیدآمدنِ اختلاف بر پایۀ تضادِ افکار و منافع]، خداوند پیامبرانی مژده دهنده و بیم رسان برانگیخت، و با آنان بر پایۀ درستی و راستی کتاب نازل کرد تا در بین مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داوری کند، [کتاب های آسمانی وحدت آفرین را با تحریف و تفسیرِ نادرست، عامل اختلافِ جدید پس از اختلافِ پیش از بعثت پیامبران کردند]، و در [محتویات] آن اختلاف نکردند مگر کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، این اختلاف پس از دلایل روشنی بود که برای آنان آمد، و سببش کبر و حسد و تجاوزگری در بین خودشان بود، در نهایت خداوند اهل ایمان را به خواست خود دربارۀ حقی که موردِ اختلاف بود هدایت کرد، و خداوند هرکه را بخواهد [درصورتی که لیاقت نشان دهد] به راه مستقیم هدایت می کند «213»
آیا پنداشته اید درحالی که هنوز [حادثه هایی] مانند [حوادث زندگی] گذشتگان برای شما پیش نیامده وارد بهشت شوید؟! به آنان سختی ها و تنگدستی رسید تاجایی که پیامبر و کسانی که همراه او ایمان آورده بودند [در مقام دعا و درخواستِ کمک] می گفتند: یاری خداوند چه زمانی خواهد بود؟ [به آنان مژده داده شد که] آگاه باشید یاری خداوند نزدیک است «214»
از تو می پرسند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر مال و کالای سودمندی که انفاق می کنید [بهتر این است که] به پدر و مادر، نزدیکان، یتیمان، نیازمندان، و درراه ماندۀ بی زادوتوشه انفاق کنید، و هر کار نیکی انجام دهید خداوند به آن داناست «215»
بر شما جنگ [با دشمن] مقرر شده؛ گرچه برایتان خوشایند نیست، بسا چیزی را خوش ندارید درحالی که برای شما خیر است، و بسا چیزی را دوست دارید و حال آن که برای شما مایۀ زیان است، خداوند [با آگاهی فراگیرش بر همه چیز، مصلحت شما را در همۀ امور] می داند و شما نمی دانید «216»
از تو دربارۀ جنگ در ماه حرام می پرسند، بگو: جنگ در آن ماه [گناهی] بزرگ است، ولی [هر نوع] بازداشتنِ [مردم] از راه خدا، و کفرورزی به او، و [مانع شدنِ مردم از ورود به] مسجدالحرام [و آواره کردن] و بیرون راندنِ اهلش از آن، نزد خدا بزرگ تر [از جنگ در ماه حرام] است. قطعاً فتنه [که کفر و شرک و تحمیل فرهنگ های ابلیسی به مردم، و سلب امنیت انسان ها و شکنجه کردنِ آنان به جرم دینداری است،] از کشتار، بزرگ تر [و گناهی سنگین تر] است. و [مشرکان و کافران] همواره با شما می جنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان [که دین خداست به کفر] برگردانند، کسانی از شما که از دینشان برگردند و در حال کفر بمیرند همۀ اعمال [خوب] شان در دنیا و آخرت تباه [و بی اثر] گشته [بر باد می رود]، چنین مردمی [که به آسانی دین حق را از دست می دهند و به فرهنگ کفر و شرک بازمی گردند] اهل آتشند، و در آن جاودانه اند «217»
یقیناً اهل ایمان و کسانی که [از دیار کفر به دار الاِسلام] هجرت کرده و در راه خدا به جهاد برخاستند به رحمت خداوند امید دارند؛ و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است «218»
از تو دربارۀ مست کننده [ها] و قمار می پرسند، بگو: در آن دو [به سبب زیان های مادّی و معنوی و اجتماعی و عقلی و روانی] گناهی بزرگ است، [و ارتکابش شما را از فیوض الهی محروم می کند،] و سودهایی [اندک از خرید و فروش خَمر، و بُرد و باختِ قمار] برای مردم است، و گناهِ هر دو [که مخرّب دنیا و آخرت و نظام زندگی انسان هاست] از سودشان بیشتر است. و از تو می پرسند چه چیز انفاق کنند، بگو: از آنچه افزون بر نیاز است. خداوند این گونه آیات [و احکامش] را روشن بیان می کند تا [عمیقا] بیندیشید«219»
[اندیشه] دربارۀ [همۀ امور مربوط به] دنیا و آخرتِ [خود]. و از تو دربارۀ یتیمان می پرسند، بگو: اصلاحِ امورشان [که در جهت بهره مندی آنان از زندگی است] بهتر [از کار دیگر] است، و اگر با یتیمان با این نگاه که برادران شمایند معاشرت کنید [کاری خداپسندانه است]، برای خداوند فتنه گران [در امور یتیمان] و اصلاح گران مشخص هستند، و اگر خدا می خواست شما را [در مسئولیت نسبت به یتیمان] به زحمت و مشقّت می انداخت؛ زیرا او توانای شکست ناپذیر و حکیم است «220»
با زنانِ آلوده به [فرهنگِ] شرک ازدواج نکنید تا به دین خدا مؤمن شوند، مسلّماً کنیزِ باایمان از زنِ آلوده به شرک بهتر است؛ هرچند [زیبایی و ثروت و موقعیت] او شما را شیفتۀ خود سازد، و زنان باایمان را به ازدواج مردان مشرک درنیاورید تا مؤمن [به اسلام] شوند، قطعاً بردۀ مؤمن از مرد مشرک بهتر است؛ هرچند [جمال و مال ومنال] او شما را خوش آید، آنان [که اسیر فرهنگ شرک هستند نه تنها مردم، بلکه زن و فرزند خود را بی رحمانه] به سوی آتش می خوانند، و خداوند به مشیت خود به سوی بهشت و آمرزش دعوت می ‍ کند، و آیاتش را برای مردم بیان می کند تا همواره حقایق را به یاد آورند«221»
از تو دربارۀ حیض می پرسند، بگو: حیض حالتی ناملایم [و در آمیزش مایۀ آسیب و زیان] است، پس در زمان حیض از [آمیزش با] زنان کناره گیری کنید و با آنان نزدیکی نکنید تا پاک شوند، چون پاک شدند از جایی که خداوند به شما دستور داده با آنان آمیزش کنید، یقیناً خداوند آنان را که بسیار توبه می کنند و کسانی که خود را به انواع پاکی ها می آرایند دوست دارد «222»
زنانِ شما کشتزار شمایند، هر زمان و هرکجا که خواستید به کشتزار خود درآیید، و [با رعایت حقوق یکدیگر و حفظ عفت و پاکدامنی و تولید نسلی پاک و صالح، مایه های نیکی] برای خود پیش فرستید، و خدا را [اطاعت کرده، از محرّماتش] بپرهیزید، و بدانید که او را ملاقات خواهید کرد، و مؤمنان را [به پاداش های جاوید] بشارت ده !«223»
خدا را در معرض سوگندهای خود قرار ندهید، به این که [به خداوند سوگند بخورید که] نیکی انجام ندهید و پرهیزگاری پیشه نسازید و بین مردم صلح [و صفا] برقرار نکنید [؛خداوند رضایت ندارد که نامش وسیلۀ خودداری از کارهایی شود که خودش انجام آن ها را بر شما لازم دانسته]، خداوند شنوا[ی همۀ گفته ها] و دانا[ی به همه کارهای شما] است. «224»
خداوند شما را به خاطر سوگندهای لغو و غیر جدی مؤاخذه نمی کند، ولی شما را به سبب آنچه دل هایتان برای اجرای آن قصد جدی داشته به عقوبت دچار می سازد؛ خدا بسیار آمرزنده و بردبار است «225»
برای آنان که سوگند می خورند که [آمیزش با] همسرانِ خود را ترک کنند چهار ماه مهلت است، چنانچه [پس از این مهلت به آنچه مقتضای زناشویی است] بازگشتند [گناهی بر آنان نیست]؛ زیرا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است «226»
و اگر [برای پایان یافتنِ مشکلاتشان] تصمیم به جدایی گرفتند [در صورت رعایت شرایط طلاق منعی نیست]، یقیناً خدا [به گفتار و نیت و کردارشان] شنوا و داناست «227»
زنانِ طلاق داده شده باید سه پاکی را [پس از سه بار عادت ماهیانه] انتظار بکشند [و پیش از پایان یافتنِ سه پاکی، از ازدواج کردن اجتناب کنند]، و اگر به خدا و قیامت مؤمن هستند نباید آنچه را که خدا در رحِم هایشان [از حیض یا جنین] به وجود آورده پنهان کنند [تا با این پنهان کاری، زمان عِدّه را بر خلاف حکمِ حق تغییر دهند]، و شوهرانشان در مدت عِدّه چنانچه خواهان سازش و صلح باشند به بازگرداندنِ آنان [به زندگی دوباره] سزاوارترند، و حقوق شایسته ای برای زنان [بر عهدۀ مردان] است؛ به مانند حقوقی که برای مردان [بر عهدۀ زنان] است، و مردان را بر زنان [به علت کارگزاری و تدبیر امورِ زندگی، و ویژگی هایی که بر اساس آفرینشِ وجودی خود دارند، حقوق و] رتبه ای برتر است؛ خداوند [در قانون گذاری و استواری در کار]، توانای شکست ناپذیر و حکیم است «228»
طلاق [که مرد در آن حق رجوع به همسرش را دارد] دوبار است، [شوهر در هر مرتبه از رجوع] باید [همسرش را] به صورتی شایسته نگاه دارد، یا [با عدم رجوع،] او را با خوش رفتاری رها کند، و پس گرفتنِ آنچه به عنوان مَهریه به آنان پرداخت کرده اید بر شما حلال نیست، مگر این که هر دو بترسند که [در ادامه دادنِ زندگی] حدود [و قوانین] خدا را رعایت نکنند، پس [شما ای حاکمان و قُضات شرع!] اگر از رعایت نکردن مقرراتِ حق از طرف آن دو نفر بیم داشته باشید، در مالی که زن [در عوضِ به دست آوردن طلاق و رهایی خود] بپردازد گناهی بر آنان نیست، این ها حدود خداست، از آن ها تجاوز نکنید که مسلّماً متجاوزان از قوانینِ خداوند ستمکارند «229»
پس اگر [بعد از دو طلاق و رجوع، بار سوم] زن را طلاق داد، دیگر پس از آن، [بازگرداندن] زن بر وی حلال نیست مگر آن که با مردی غیر از او ازدواج کند، اگر [شوهرِ جدید] او را طلاق داد بر زن و شوهرِ اولش گناهی نیست که [با عقد و مَهریۀ دوباره] به یکدیگر بازگردند، البته درصورتی که امید داشته باشند حدود خدا را [در روش همسرداری] رعایت کنند، این ها حدود خداست که برای دانایان بیان می کند «230»
هنگامی که زنان را طلاق دادید و به پایان مدت عِدّه رسیدند، آنان را [با رجوع کردن] به صورتی پسندیده نگاه دارید، یا [با سرآمدنِ مدت عِدّه] با خوش رفتاری رهایشان کنید، و [با رجوع به همسرانتان] به قصد آزار رساندن و زیان زدن [و تجاوز به حقوق الهی و انسانی آنان] نگاهشان ندارید، کسی که چنین کند [با در معرض قراردادن خود در برابر عذاب دنیا و آخرت] به خود ستم کرده است، آیات خدا را به مسخره نگیرید، و نعمت خدا را بر خود و آنچه از کتاب و معارف استوار و سودمند بر شما نازل کرده که شما را به آن پند می دهد به خاطر آورده [قلباً مورد توجه قرار دهید]، و خدا را [اطاعت کرده، از محرّماتش] بپرهیزید، و بدانید که خداوند به همه چیز آگاه است «231»
[ای اولیای امور، و خویشانِ زن و شوهر!] چون زنان را طلاق دادید و به پایان عِدّۀ خود رسیدند، آنان را از ازدواج با شوهران [سابقِ] خود درصورتی که بین خودشان به روشی پسندیده توافق کردند باز مدارید! با این [دستور و حکم]، کسانی از شما که به خدا و روز قیامت مؤمن هستند موعظه می شوند، این [دستورها و احکام] برای شما رشددهنده تر و پاکیزه تر است، خدا [مصالح شما را در همۀ امور] می داند و شما نمی دانید «232»
مادران باید فرزندان خود را دو سالِ کامل شیر دهند، [البته این دستور] برای کسی [است] که بخواهد دوران شیرخوردنِ کودک را کامل کند [و اگر مایل باشد می تواند از دو سال بکاهد]، تأمین خوراک و پوشاک مادرانِ شیردهنده به صورت شایسته بر عهدۀ پدر فرزند است، هیچ کس بیش از مقدار طاقتش مکلف به کاری نمی شود، نباید مادری به خاطر فرزندش زیان ببیند، و نه پدری به خاطر فرزندش دچار ضرر شود [؛ بر عهدۀ پدر است که هزینۀ مادر و کودک را در حد متعارف بپردازد، و بر مادر است که بیش از قدرت مالی شوهر از او درخواست هزینه نکند]، و [چنانچه پدر کودک از دنیا برود] همانند آن، [هزینۀ همسر و کودکش] بر عهدۀ وارث است، و اگر پدر و مادر بر پایۀ توافق و مشورتشان بخواهند کودک را [پیش از دو سالِ کامل] از شیر بگیرند گناهی بر آنان نیست، و اگر بخواهید برای فرزندتان دایه بگیرید باکی بر شما نخواهد بود، البته درصورتی که هزینۀ دایه را به طور شایسته بپردازید، خدا را [اطاعت کرده، از محرّماتش] بپرهیزید و بدانید مسلّماً خدا به آنچه انجام می دهید بیناست «233»
از شما مردانی که از دنیا می روند و همسرانی بر جای می گذارند باید همسرانشان چهار ماه و ده روز انتظار بکشند [و این مدت را به عنوان عِدّۀ وفات حفظ کنند]، چون به پایان عِدّۀ وفات رسیدند در آنچه دربارۀ خود به طور شایسته [برای ازدواج یا ترک آن] انجام دهند بر عهده شما [وارثانِ متوفّی و اقوام زنان] گناهی نیست، خداوند بر آنچه انجام می دهید بیناست «234»
بر شما گناهی نیست که با سخنانی کنایه آمیز [چون: من خوش معاشرتم، وفادار به زندگی خوبم، زن دوستم] از زنان [که در عدّۀ وفاتند] خواستگاری کنید، یا این کار را در باطنِ خود تصمیم بگیرید، خداوند می داند که شما به زودی [بر اساس میل فطری و به نیت تشکیل زندگی از ازدواج] با آنان سخن خواهید گفت، ولی در پنهان به آنان وعدۀ ازدواج ندهید مگر این که گفتارتان [بدون صراحت و شایسته و] متعارف باشد، و تصمیم به بستن عقد ازدواج نگیرید تا عِدّۀ وفات پایان یابد، و بدانید هرچه [نیت و تصمیمی] در دل دارید خدا می داند، پس، از مخالفت با او بپرهیزید و بدانید که خداوند بسیار آمرزنده و بردبار است «235»
بر شما گناهی نیست اگر زنان را [به دلایلی] پیش از آمیزش جنسی و عدم تعیین مَهریه طلاق دهید، [در چنین وضعی بر شما لازم است] آنان را از کالای مناسبِ شأنشان بهره مند سازید، توانگر به اندازۀ توانایی اش، تنگدست به اندازۀ وضع مادّی اش، این حقی واجب بر عهدۀ نیکوکاران است «236»
و اگر آنان را پیش از آمیزش جنسی درحالی که مَهریه برای آنان مقرر کرده اید طلاق دهید بر شما واجب است نصف مَهریۀ تعیین شده [را به آنان بپردازید]، مگر خود آنان یا کسی [چون ولی یا وکیل او] که پیوند ازدواج به دست اوست آن را ببخشد، و گذشت [ و جوانمردی] شما [که همۀ مَهریه را به زن بپردازید] به تقوا [این مایۀ عظیم و بی نظیرِ معنوی] نزدیک تر است، و گذشت و نیکوکاری بین خودتان را فراموش نکنید؛ یقیناً خداوند به آنچه انجام می دهید بیناست «237»
بر همۀ نمازها به ویژه نماز میانه [که بنا بر بعضی از روایات، نماز ظهر است،] محافظت کنید! و [هنگام عبادت،] فروتنانه برای خدا به پاخیزید !«238»
اگر [از دشمن یا پیش آمدهای خطرناک] بترسید، [نماز را] پیاده یا سواره [بخوانید!] و چون امنیت یافتید خدا را به شکر این که به شما آنچه را نمی دانستید آموخت یاد کنید [و قلباً مورد توجه قرار دهید]. «239»
کسانی از شما که مرگشان نزدیک می شود و همسرانی می گذارند [لازم است] در مورد همسرانشان وصیت کنند که آنان را تا یک سال، بدون بیرون راندن از خانه، از کالا[ی مناسبِ زندگی] بهره مند سازند، اما اگر آنان [به اختیار خود] خانه را ترک کردند، در آنچه دربارۀ خود [از ازدواج یا انتخاب شغلِ مشروع به صورتی شایسته] انجام دهند بر شما [وارثان به علت نپرداختنِ هزینه به آنان] گناهی نیست، خداوند توانای شکست ناپذیر و حکیم است «240»
سزاوار است [از سوی شوهران] به صورتی شایسته کالا [و وسایل زندگی] به زنانِ طلاق داده شده پرداخت شود، این حقی است لازم بر عهدۀ کسانی که از خدا [اطاعت کرده، از محرّماتش] بپرهیزند «241»
خداوند این گونه، احکام و قوانینش را به صورتی واضح بیان می کند تا [برای درک عمیق و شناخت دقیق آن ها] بیندیشید «242»
آیا [داستان] کسانی [که در زمان های گذشته] از ترس مرگ از دیارشان بیرون رفتند درحالی که هزاران نفر بودند ندانستی؟ پس خداوند به آنان خطاب کرد: بمیرید! [و آنان بی درنگ مردند،] سپس آنان را زنده کرد [تا به قدرت خدا و زنده شدنِ مردگان در قیامت و این که فرار از مرگ ممکن نیست یقین کنند]، خداوند به مردم دارای احسان است؛ ولی بیشتر مردم سپاس گزار نیستند «243»
در راه خدا پیکار کنید! و بدانید که یقیناً خدا شنوا[ی گفتار شما] و دانا[ی به کردار شما] است «244»
کیست که برای [جلب خشنودی] خدا [به نیازمندان] قرض الحسنه بدهد تا خدا آن را برایش به چندین برابر افزایش دهد؟ و خداست که روزی را تنگ کرده، و توسعه می دهد، و [همۀ شما را برای دریافت پاداشِ این عملِ خیر] به سوی او بازمی گردانند «245»
آیا [داستان] آن گروه از سران و اشراف بنی اسرائیل را که پس از موسی بودند ندانستی؟ که به پیامبرشان گفتند: برای ما زمامداری انتخاب کن تا در راه خدا بجنگیم، پیامبرشان گفت: آیا احتمال نمی دهید اگر جنگ بر شما واجب شود اقدام به جنگ نکنید [و سر به نافرمانی بردارید]؟ گفتند: ما را چه شده که در راه خدا نجنگیم! درحالی که ما را از دیارمان و نزد فرزندانمان رانده اند. ولی چون جنگ بر آنان واجب شد همۀ آنان جز اندکی، از آن روی برتافتند، خداوند به [وضع و حال] ستمکاران آگاه است «246»
و پیامبرشان به آنان گفت: همانا خداوند طالوت را برای شما به زمامداری انتخاب کرد، گفتند: [شگفتا!] چگونه او را بر ما فرمانروایی باشد درصورتی که ما به این منصب از او سزاوارتریم، و به او ثروت فراوانی هم داده نشده. پیامبرشان گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و وی را در دانش و قدرتِ جسمی فزونی داده، و خداوند [با توجه به رعایت مصلحت مردم] زمامداری را [از طرف خود] به هرکس که بخواهد عطا می کند؛ خداوند بسیار عطاکننده و داناست «247»
پیامبرشان [پس از این سخن] به آنان گفت: بی تردید نشانۀ زمامداری او این است که صندوقِ عهد، نزد شما خواهد آمد که برای شما آرامشی از سوی پروردگارتان در آن است، و نیز میراث و یادگارهایی که خاندان موسی و هارون به جا گذاشته اند در آن می باشد، و فرشتگان آن را حمل می کنند، یقیناً [آمدنِ این صندوق و آنچه در آن است] اگر مؤمن باشید معجزه و نشانه ای برای شماست [تا در پرتوِ آن زمامداری طالوت را بپذیرید]«248»
پس هنگامی که طالوت با سپاهیان [برای جنگ با دشمن] بیرون رفت [به آنان] گفت: مسلّماً خداوند شما را به وسیلۀ نهر آبی آزمایش می کند، هرکه [به وقت تشنگی] از آن بنوشد از من نیست، و هرکه از آن نخورد از من است، مگر کسی که با دستش کفی آب برگیرد [که او نه از من است و نه مردود از لشگر]، پس همگی جز اندکی از آنان آب نوشیدند، چون او و همراهانِ مؤمنش از نهر گذشتند گفتند: امروز ما را قدرت مقابله با جالوت و سپاهیانش نیست، [ولی] آنان که به لقای خداوند یقین داشتند [به کسانی که فزونی دشمن، آنان را از ورود به جنگ ترسانده بود] گفتند: چه بسا گروه اندکی که به خواست خدا بر گروهی بسیار پیروز شدند، و خدا با صابران است «249»
چون [طالوت و اهل ایمان] با جالوت و سپاهیانش روبرو شدند گفتند: پروردگارا! بر ما صبری ویژه فروریز! و گام هایمان را استوار ساز! و ما را بر گروه کافران پیروز گردان !«250»
پس [طالوت و لشگرش] دشمن را به خواست خدا شکست دادند، و داود، [جوان مؤمنِ نیرومندی که در سپاه طالوت بود] جالوت را کشت، و خداوند به او فرمانروایی و حکمت [یعنی مقام نبوت] بخشید و از آنچه می خواست به داود آموخت، و اگر خداوند تجاوز و ستمکاری برخی از مردم را به وسیلۀ برخی دیگر دفع نمی کرد قطعاً زمین را تباهی و فتنه فرامی گرفت؛ ولی خداوند به جهانیان دارای احسان است «251»
این [حادثه ها] از نشانه های [ربوبیت و قدرت] خداست که و درستی بر تو می خوانیم، و مسلّماً تو از جملۀ رسولانی «252»

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 73:05

مشخصات

سایر مشخصات

تصاویر

پایگاه قرآن