«مراد وکیلی» همسرش را از دست داده و تنها زندگی میکند. دختران و دامادهایش فکر میکنند که آقای وکیلی از نظر مالی به خانوادهاش توجه نمیکند. دو دختر فراری سوار ماشین او میشوند و رابطه میان آنها برای آقای وکیلی دردسرساز میشود.
«مراد وکیلی» همسرش، مهری، را از دست داده و تنها زندگی میکند. دخترانش، «نسیم و صبا» و شوهرانشان فکر میکنند که آقای وکیلی با این همه پول چه کار میکند و چرا در حد انتظار بچههایش به خانواده نمیرسد و کمک نمیکند؛ در حالی که آقای وکیلی هر وقت توانسته به آنها کمک کرده است. او ماشین گرانی میخرد و به دیدار دوست قدیمیاش «اسد» به شهرستان میرود.
آقای وکیلی همیشه دست به خیر داشته و به ویژه به کودکان یتیم کمکهای زیادی کرده است. اما حتی بچههایش هم از این کارهای او بیخبرند. «لاله و لادن»، که به خاطر فرار از خانه در خیابان ماندهاند، بدون اطلاع آقای وکیلی، سوار ماشین او می شوند تا جانشان را از دست عموی شرور و سنگدلشان «رحیم»، نجات دهند.
از طرفی «خانم شکوهی» به طور اتفاقی، وقتی از شهرستان و مراسم تدفین مادرش بر میگردد، به مسافرخانهای که آقای وکیلی لاله و لادن را به آنجا برده، میآید و آقای وکیلی و لاله را میبیند و فکر میکند که این دو نفر، زن و شوهر هستند. این خبر به دختران آقای وکیلی میرسد. بچهها با شنیدن این خبر عصبانی میشوند. از طرفی لاله برای انتقام گرفتن از پیرمرد بدذاتی که آنها را اذیت کرده، مسافرخانه را ترک میکند و موفق میشود که او را از بین ببرد.
«حسن علی» پیشکار سابق آقای وکیلی، جای او را پیدا میکند و به دیدنش میآید. اما آنها مجبور میشوند مسافرخانه را ترک کنند؛ چرا که «رحیم» آنها را راحت نمیگذارد و به خاطر این که لاله موفق به فرار شده، در تعقیب آنهاست.
«مراد وکیلی» همسرش، مهری، را از دست داده و تنها زندگی میکند. دخترانش، «نسیم و صبا» و شوهرانشان فکر میکنند که آقای وکیلی با این همه پول چه کار میکند و چرا در حد انتظار بچههایش به خانواده نمیرسد و کمک نمیکند؛ در حالی که آقای وکیلی هر وقت توانسته به آنها کمک کرده است. او ماشین گرانی میخرد و به دیدار دوست قدیمیاش «اسد» به شهرستان میرود.
آقای وکیلی همیشه دست به خیر داشته و به ویژه به کودکان یتیم کمکهای زیادی کرده است. اما حتی بچههایش هم از این کارهای او بیخبرند. «لاله و لادن»، که به خاطر فرار از خانه در خیابان ماندهاند، بدون اطلاع آقای وکیلی، سوار ماشین او می شوند تا جانشان را از دست عموی شرور و سنگدلشان «رحیم»، نجات دهند.
از طرفی «خانم شکوهی» به طور اتفاقی، وقتی از شهرستان و مراسم تدفین مادرش بر میگردد، به مسافرخانهای که آقای وکیلی لاله و لادن را به آنجا برده، میآید و آقای وکیلی و لاله را میبیند و فکر میکند که این دو نفر، زن و شوهر هستند. این خبر به دختران آقای وکیلی میرسد. بچهها با شنیدن این خبر عصبانی میشوند. از طرفی لاله برای انتقام گرفتن از پیرمرد بدذاتی که آنها را اذیت کرده، مسافرخانه را ترک میکند و موفق میشود که او را از بین ببرد.
«حسن علی» پیشکار سابق آقای وکیلی، جای او را پیدا میکند و به دیدنش میآید. اما آنها مجبور میشوند مسافرخانه را ترک کنند؛ چرا که «رحیم» آنها را راحت نمیگذارد و به خاطر این که لاله موفق به فرار شده، در تعقیب آنهاست.
از ایرانصدا بشنوید
مرگ همسر «آقای وکیلی» برای او مجالی ایجاد میکند تا پس از سالها کار و تلاش، اکنون آن طور که میخواهد زندگی کند. اما ورود ناگهانی دو دختر فراری به زندگی او ماجراهای جدیدی را برایش رقم میزند. شاید این اتفاق ها برای شما جذاب و شنیدنی باشد.
امتیاز
کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان
محتوا و داستان
فصل ها
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش


کاربر مهمان
کاربر مهمان