- 8635
- 1000
- 1000
- 1000
سرانجام به حسینش رسید
زندگینامهی داستانی سردار شهید جاویدالاثر حسین صیدی.
پنجشنبه بود و صدای محزون حسین دل هر شنونده را به پروانهای تبدیل میکرد که باید گرد شمعی طواف کند تا پر و بال بسوزاند. مثل همیشه دعای کمیل قرائت میکرد. دعا کلمه به کلمه خوانده میشد و به اوجش نزدیک میشد. صدایش به لرزه افتاده بود. همهی کسانی که حسین را میشناختند، میدانستند پنجشنبهها مجلس دعای کمیل و خوانش اشعار دربارهی مقام والای حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) با صدای او برپاست؛ اما آن روز صدایش طنین دیگری داشت. گویی تیری به گلوی کبوتر حرم نشسته باشد و کبوتر به جای شکایت از تیرانداز، فریاد دلتنگی برای گنبد و ضریح سر داده باشد.
پنجشنبه بود و صدای محزون حسین دل هر شنونده را به پروانهای تبدیل میکرد که باید گرد شمعی طواف کند تا پر و بال بسوزاند. مثل همیشه دعای کمیل قرائت میکرد. دعا کلمه به کلمه خوانده میشد و به اوجش نزدیک میشد. صدایش به لرزه افتاده بود. همهی کسانی که حسین را میشناختند، میدانستند پنجشنبهها مجلس دعای کمیل و خوانش اشعار دربارهی مقام والای حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) با صدای او برپاست؛ اما آن روز صدایش طنین دیگری داشت. گویی تیری به گلوی کبوتر حرم نشسته باشد و کبوتر به جای شکایت از تیرانداز، فریاد دلتنگی برای گنبد و ضریح سر داده باشد.
از ایرانصدا بشنوید
این کتاب گویا را تقدیم میکنیم به روح بلند شهدای انقلاب و هشت سال دفاع مقدس و به تمام پدران و مادران بزرگواری که هنوز چشم به راه پیدا شدن حتی یک پلاک شناسایی از فرزندانشان هستند.
امتیاز
کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان
محتوا و داستان
تصاویر
از همین گوینده
-
-
-
-
-
ماجراهای ماشین کوچولو - چراغ راهنمایی و رانندگی\
-
-
-
-
-


کاربر مهمان