قرآن ترجمه، سوره آل عمران آیات 38 تا 45
هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِیَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ ﴿38﴾
اینجا بود که زکریا امیدوارانه خدا را صدا زد: «خدایا، خودت به من هم فرزندی صالح ببخش که تو مستجابکنندۀ دعایی.» (38)
فَنَادَتْهُ الْمَلَائِکَةُ وَهُوَ قَائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیَى مُصَدِّقًا بِکَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَسَیِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِیًّا مِنَ الصَّالِحِینَ ﴿39﴾
بعد، درحالیکه زکریا در عبادتگاهش مشغول نماز بود، فرشتگان خطابش کردند: «خدا مژدهات میدهد به ولادت پسری بهنام یحیی که پیامبریِ مخلوقِ ویژۀ خدا یعنی عیسی را بهجان میپذیرد و خیلی هم آقا و پاکدامن است و پیامبری است جزو شایستگان.» (39)
قَالَ رَبِّ أَنَّى یَکُونُ لِی غُلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِیَ الْکِبَرُ وَامْرَأَتِی عَاقِرٌ قَالَ کَذَلِکَ اللَّهُ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ ﴿40﴾
زکریا با کنجکاوی پرسید: «خدایا، چطور ممکن است پسردار شوم؟! دورانِ پیریام رسیده و همسرم هم که نازاست!» خدا فرمود: «بله، همینطور است؛ ولی خدا هر کاری بخواهد، میکند.» (40)
قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِی آیَةً قَالَ آیَتُکَ أَلَّا تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ إِلَّا رَمْزًا وَاذْکُرْ رَبَّکَ کَثِیرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِیِّ وَالْإِبْکَارِ ﴿41﴾
زکریا که بیقرارِ دانستن زمان بچهدارشدنش بود، گفت: «خدایا، نشانهای برایم بگذار.» فرمود: «نشانهاش این است که تا سه شبانهروز نمیتوانی با مردم حرف بزنی، جز با رمز و اشاره! بهشکرانۀ این نعمت، خیلی بهیاد خدا باش و صبح و شب به پاکی یادش کن.» {زکریا(ع) فقط با مردم نمیتوانست سخن بگوید؛ ولی میتوانست ذکر خدا بگوید.} (41)
وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِینَ ﴿42﴾
فرشتگان به مریم گفتند:«خدا انتخابت کرده و از آلودگیهای ظاهری و باطنی و تهمتهای ناروای مردم، تو را پاک ساخته و از بین بانوان دنیا، تو را برای مادرشدنِ بدون همسر انتخاب کرده است! (42)
یَا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَاسْجُدِی وَارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ ﴿43﴾
مریم، در برابر خدا فروتن باش و با جماعتِ نمازگزاران سجده و رکوع کن.» (43)
ذَلِکَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَمَا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَمَا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ ﴿44﴾
ای پیامبر، این ماجراها جزو خبرهای غیبی است که به تو وحی میکنیم؛ وگرنه تو که آنجا نبودی: نه وقتی قرعهکشی میکردند که سرپرستی مریم را کدامشان بهعهده بگیرد و نه وقتی که اولش، دربارۀ سرپرستی مریم کارشان به دعوا کشید! (44)
إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهًا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ ﴿45﴾
باز، فرشتگان گفتند: «مریم، خدا مژدهات میدهد به تولد مخلوق ویژهای از طرف خودش: نامش عیسیبنمریم است و لقبش مسیح. او در دنیا و آخرت آبرومند است و از بندگان خیلی نزدیک خدا بهشمار میآید. (45)
هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِیَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ ﴿38﴾
اینجا بود که زکریا امیدوارانه خدا را صدا زد: «خدایا، خودت به من هم فرزندی صالح ببخش که تو مستجابکنندۀ دعایی.» (38)
فَنَادَتْهُ الْمَلَائِکَةُ وَهُوَ قَائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیَى مُصَدِّقًا بِکَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَسَیِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِیًّا مِنَ الصَّالِحِینَ ﴿39﴾
بعد، درحالیکه زکریا در عبادتگاهش مشغول نماز بود، فرشتگان خطابش کردند: «خدا مژدهات میدهد به ولادت پسری بهنام یحیی که پیامبریِ مخلوقِ ویژۀ خدا یعنی عیسی را بهجان میپذیرد و خیلی هم آقا و پاکدامن است و پیامبری است جزو شایستگان.» (39)
قَالَ رَبِّ أَنَّى یَکُونُ لِی غُلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِیَ الْکِبَرُ وَامْرَأَتِی عَاقِرٌ قَالَ کَذَلِکَ اللَّهُ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ ﴿40﴾
زکریا با کنجکاوی پرسید: «خدایا، چطور ممکن است پسردار شوم؟! دورانِ پیریام رسیده و همسرم هم که نازاست!» خدا فرمود: «بله، همینطور است؛ ولی خدا هر کاری بخواهد، میکند.» (40)
قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِی آیَةً قَالَ آیَتُکَ أَلَّا تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ إِلَّا رَمْزًا وَاذْکُرْ رَبَّکَ کَثِیرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِیِّ وَالْإِبْکَارِ ﴿41﴾
زکریا که بیقرارِ دانستن زمان بچهدارشدنش بود، گفت: «خدایا، نشانهای برایم بگذار.» فرمود: «نشانهاش این است که تا سه شبانهروز نمیتوانی با مردم حرف بزنی، جز با رمز و اشاره! بهشکرانۀ این نعمت، خیلی بهیاد خدا باش و صبح و شب به پاکی یادش کن.» {زکریا(ع) فقط با مردم نمیتوانست سخن بگوید؛ ولی میتوانست ذکر خدا بگوید.} (41)
وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِینَ ﴿42﴾
فرشتگان به مریم گفتند:«خدا انتخابت کرده و از آلودگیهای ظاهری و باطنی و تهمتهای ناروای مردم، تو را پاک ساخته و از بین بانوان دنیا، تو را برای مادرشدنِ بدون همسر انتخاب کرده است! (42)
یَا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَاسْجُدِی وَارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ ﴿43﴾
مریم، در برابر خدا فروتن باش و با جماعتِ نمازگزاران سجده و رکوع کن.» (43)
ذَلِکَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَمَا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَمَا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ ﴿44﴾
ای پیامبر، این ماجراها جزو خبرهای غیبی است که به تو وحی میکنیم؛ وگرنه تو که آنجا نبودی: نه وقتی قرعهکشی میکردند که سرپرستی مریم را کدامشان بهعهده بگیرد و نه وقتی که اولش، دربارۀ سرپرستی مریم کارشان به دعوا کشید! (44)
إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهًا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ ﴿45﴾
باز، فرشتگان گفتند: «مریم، خدا مژدهات میدهد به تولد مخلوق ویژهای از طرف خودش: نامش عیسیبنمریم است و لقبش مسیح. او در دنیا و آخرت آبرومند است و از بندگان خیلی نزدیک خدا بهشمار میآید. (45)

