قرآن ترجمه، سوره انعام آیات 6 تا 16
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خدای خوبِ مهربان
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ ﴿1﴾
خدا را سپاس که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکیها و روشنایى را پدید آورد. آنوقت، بیدینها برای خدا همتا میتراشند! (1)
هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ طِینٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ ﴿2﴾
هماوست که شما رااز گِل آفرید و مدتی برای زندگیتان مشخص کرد؛البته مدت قطعی عمرتان را خدا میداند وبس. آنوقت، شما در یکتاییاش شکوشبهه میکنید!{اَجَل دو گونه است: 1. اجل معلّق: غیرحتمی و تغییرپذیر؛ 2. اجل مُسَمّا: حتمی و تغییرناپذیر.اجل معلّق مرگ زودرس است و اجل مسمّا مرگ طبیعی. بهجز حوادث و بلایا، برخی گناهان مثل قطعرحم و عاقّ والدین نیز مرگ طبیعی را به مرگ زودرس تبدیل میکنند.} (2)
وَهُوَ اللَّهُ فِی السَّمَاوَاتِ وَفِی الْأَرْضِ یَعْلَمُ سِرَّکُمْ وَجَهْرَکُمْ وَیَعْلَمُ مَا تَکْسِبُونَ ﴿3﴾
او یگانه خدای آسمانها و زمین است که هم ظاهر و باطنتان را میداند و هم کارهای خوب یا بدتان را میداند.(3)
وَمَا تَأْتِیهِمْ مِنْ آیَةٍ مِنْ آیَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا کَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِینَ ﴿4﴾
هر نشانهای از نشانههای خدا برایشان میآید، اعتنایی به آن نمیکنند(4)
فَقَدْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ فَسَوْفَ یَأْتِیهِمْ أَنْبَاءُ مَا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ ﴿5﴾
درنتیجه، حرف حق را همینکه به گوششان میرسد، دروغ میدانند؛ پس همان پیشبینیهایی که مسخرهاش میکردند، بالاخره درحقّشان به واقعیت خواهدپیوست. (5)
أَلَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ مَا لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرَارًا وَجَعَلْنَا الْأَنْهَارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَکْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِینَ ﴿6﴾
مگر نمیبینندکه قبل از آنها، چه ملتهای زیادی را نابودکردیم؟! اتفاقاً امکاناتی به آنها داده بودیم که به شما ندادهایم! بارانهای پیدرپی برایشان فرستادیم و نهرهای پرآب در سرزمینهایشان روان ساختیم؛ ولی بهسزای گناهانشان نابودشان کردیم و نسلهای تازهای بهجایشان روی کار آوردیم. (6)
وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ کِتَابًا فِی قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَیْدِیهِمْ لَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِینٌ ﴿7﴾
حتی بهفرض، نوشتهای روی کاغذ برایت میفرستادیم و با دستانشان لمسش میکردند، باز هم میگفتند: «اینها همان حرفهای سحرآمیز رایج است!» (7)
وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَیْهِ مَلَکٌ وَلَوْ أَنْزَلْنَا مَلَکًا لَقُضِیَ الْأَمْرُ ثُمَّ لَا یُنْظَرُونَ ﴿8﴾
بهانه هم میآوردند: «چرا فرشتهای محمد را در مأموریتش همراهی نمیکند؟!» بهفرض هم، فرشتهای با او میفرستادیم، باز ایمان نمیآوردند. آنوقت، کارشان تمام بود و دیگر مهلتی به آنها داده نمیشد! (8)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خدای خوبِ مهربان
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ ﴿1﴾
خدا را سپاس که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکیها و روشنایى را پدید آورد. آنوقت، بیدینها برای خدا همتا میتراشند! (1)
هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ طِینٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ ﴿2﴾
هماوست که شما رااز گِل آفرید و مدتی برای زندگیتان مشخص کرد؛البته مدت قطعی عمرتان را خدا میداند وبس. آنوقت، شما در یکتاییاش شکوشبهه میکنید!{اَجَل دو گونه است: 1. اجل معلّق: غیرحتمی و تغییرپذیر؛ 2. اجل مُسَمّا: حتمی و تغییرناپذیر.اجل معلّق مرگ زودرس است و اجل مسمّا مرگ طبیعی. بهجز حوادث و بلایا، برخی گناهان مثل قطعرحم و عاقّ والدین نیز مرگ طبیعی را به مرگ زودرس تبدیل میکنند.} (2)
وَهُوَ اللَّهُ فِی السَّمَاوَاتِ وَفِی الْأَرْضِ یَعْلَمُ سِرَّکُمْ وَجَهْرَکُمْ وَیَعْلَمُ مَا تَکْسِبُونَ ﴿3﴾
او یگانه خدای آسمانها و زمین است که هم ظاهر و باطنتان را میداند و هم کارهای خوب یا بدتان را میداند.(3)
وَمَا تَأْتِیهِمْ مِنْ آیَةٍ مِنْ آیَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا کَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِینَ ﴿4﴾
هر نشانهای از نشانههای خدا برایشان میآید، اعتنایی به آن نمیکنند(4)
فَقَدْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ فَسَوْفَ یَأْتِیهِمْ أَنْبَاءُ مَا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ ﴿5﴾
درنتیجه، حرف حق را همینکه به گوششان میرسد، دروغ میدانند؛ پس همان پیشبینیهایی که مسخرهاش میکردند، بالاخره درحقّشان به واقعیت خواهدپیوست. (5)
أَلَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ مَا لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرَارًا وَجَعَلْنَا الْأَنْهَارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَکْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِینَ ﴿6﴾
مگر نمیبینندکه قبل از آنها، چه ملتهای زیادی را نابودکردیم؟! اتفاقاً امکاناتی به آنها داده بودیم که به شما ندادهایم! بارانهای پیدرپی برایشان فرستادیم و نهرهای پرآب در سرزمینهایشان روان ساختیم؛ ولی بهسزای گناهانشان نابودشان کردیم و نسلهای تازهای بهجایشان روی کار آوردیم. (6)
وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ کِتَابًا فِی قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَیْدِیهِمْ لَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِینٌ ﴿7﴾
حتی بهفرض، نوشتهای روی کاغذ برایت میفرستادیم و با دستانشان لمسش میکردند، باز هم میگفتند: «اینها همان حرفهای سحرآمیز رایج است!» (7)
وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَیْهِ مَلَکٌ وَلَوْ أَنْزَلْنَا مَلَکًا لَقُضِیَ الْأَمْرُ ثُمَّ لَا یُنْظَرُونَ ﴿8﴾
بهانه هم میآوردند: «چرا فرشتهای محمد را در مأموریتش همراهی نمیکند؟!» بهفرض هم، فرشتهای با او میفرستادیم، باز ایمان نمیآوردند. آنوقت، کارشان تمام بود و دیگر مهلتی به آنها داده نمیشد! (8)

